تعالى . انجذم بريده شد . تزعزع اضطراب . سوارى ستونها . نجر طبع و اصل . مى فرمايد حق سبحانه و تعالى وقتى حضرت پيغمبر ص را فرستاد بسوى خلق كه ايشان واقع بودند در فتنهايى كه بريده شده بود آن فتنها ريسمان دين و كسى متمسك به دين و شريعتى نبود و مضطرب بود ستونهاى يقين و يقين مردمان سست شده بود و به شك و شبهه مختلط گرديده بود « و مختلف شده » بود اصلى كه مردمان مامور بودند به تمسك آن يعنى شريعت زيرا كه هر كسى مذهبى براى خود اختيار كرده بود و پريشان شده بود كار ايشان به جهت اختلاف كلمه و دين ايشان و تنك شده بود طريق خلاص شدن و بيرون رفتن ايشان ازين فتنها و از آن پريشانى و كور شده بود راه بازگشتن ايشان از فتنها بعضى اين كلام را به اين معنى حمل [ 84 آ ] كردهاند كه گفته شد و گفتهاند كه مراد حضرت ازين سخنان بيان حال و زمان بعثت حضرت رسالت پناه ص است . و بعضى گفتهاند كه مراد آن حضرت بيان حال خود است يعنى من در اين زمان واقع شدم كه درين زمان فتنهاى چنين واقعست و احوال مردمان چنين است .
قص - فالهدى خامل و العمى شامل عصى الرحمن و نصر الشيطان و خذل الايمان فانهارت دعائمه و تنكرت معالمه و درست سبله و عفت شركه اطاعوا الشيطان فسلكوا مسالكه و وردوا مناهله بهم سارت اعلامه و قام لواؤه . ج - حامل ساقط . انهارت منهدم شد . دعائم ستونها . تنكرت مجهول شد