پشيمانى . حاصل اين قصه آنست كه حق سبحانه و تعالى آدم و حوا را اكرام كرد و در بهشت در آورد و فرمود كه هر چه مى خواهيد ازين بهشت بخوريد مگر ازين درخت مخوريد گفتهاند آن درخت گندم بود و حذر و اجتناب فرمود از ابليس و متابعت وى و عمل كردن بقول وى پس ابليس سعى [ 65 آ ] و حيلها بر انگيخت تا آدم و حوا را مغرور گردانيد و از آن درخت خوردند پس حكم شد كه از بهشت بيرون رويد ايشان از بهشت بيرون رفتند و مى بايد دانست كه انبياء معصومند از اول عمر تا آخر عمر جايز نيست بر ايشان صدور فعل قبيح و ترك واجب و معصيت عمدا و سهوا و نسيانا و از ايشان اين چيزها واقع نمى شود و چون چنين باشد اعتقاد بايد كرد كه نهى خداى تعالى مر آدم را از خوردن از آن درخت نهى تحريم نبود بلكه نهى تنزيه بود يعنى حق سبحانه و تعالى خوردن آن را حرام نگردانيد بر آدم و الا لازم آيد كه پيغمبر معصيت كرده باشد بلكه مقصود از آن نهى آن بود كه ناخوردن آن نسبت بآدم و حوا اولى بود « و خوردن غير اولى » زيرا كه ناخوردن موجب بقا بود در بهشت و خوردن آن مستلزم بيرون رفتن بود از بهشت و ساكن شدن در دار البليه پس آدم ع چون از آن درخت خورده باشد ترك اولى كرده باشد و ترك اولى بر انبيا ع جايز است و حرام و معصيت نيست .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٦٧
هامش
( 16 ) سپه : حق تعالى
( 17 ) آستانه : الا درخت - ظ : الا ازين درخت
( 18 ) حيلهها ( رسم الخط ) - سپه : سببها
( 19 ) آستانه : روند
( 20 ) سپه مغشوش است : امامى دانست - ظ : امامى بايد دانست
( 21 ) آستانه كلمه ( عمر ) را ندارد يعنى بقرينه حذف شده است .
( 22 ) آستانه : ضد و فعل
( 23 ) سپه : ناسيا
( 21 ) آستانه كلمه ( عمر ) را ندارد يعنى بقرينه حذف شده است .
( 22 ) آستانه : ضد و فعل
( 23 ) سپه : ناسيا
( 4 ) سپه : ناخوردن بآدم
( 5 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد
( 16 ) سپه : حق تعالى