تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

خلَقَهَُ مِنْ تُرابٍ [ 61 ب ] يعنى مثل و قصه عيسى ع نزد خداى تعالى مثل قصه آدم است كه حق تعالى آفريد وى را از خاك و جاى ديگر اشارت كرد كه او را از گل آفريد « چنان كه فرمود » إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي يعنى بدرستى كه من خواهم آفريد بشرى از گل . و جاى ديگر اشارت كرد كه او را از صلصال آفريد چنان كه فرمود كه وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ يعنى بدرستى كه ما آفريديم انسان را از صلصال يعنى از گل خمير كرده خشك شده چنان كه گذشت . و مفسران گفته‌اند كه مراد از انسان درين آيت آدم صفى است اگر چه بحسب ظاهر اين سه آيت مخالف يكديگرند اما نظر بحقيقت اختلافى نيست زيرا كه حق سبحانه و تعالى اول خاك آدم را جمع كرد و بعد از آن به آب مخلوط گردانيد تا گل تنك شد و بعد از آن مصور گردانيد و گداخت چندان كه خشك شد و صلصال گردانيد و بعد از آن افاضهء روح كرد بر وى چنان كه در كلام حضرت ع مبين شد پس حق سبحانه و تعالى آدم صفى ع را از خاك آفريده باشد و از گل نيز آفريده باشد و از صلصال نيز آفريده باشد . علما گفته‌اند كه آفريدن حق سبحانه و تعالى آدم را برين وجه و به اين ترتيب مىتواند بود كه به مجرد اراده باشد و جهت اين معلوم نباشد و مىتواند كه به جهت حكمتى باشد و حكمت در آن بود كه ظاهر شود بر ملائكه كمال قدرت و عجيب صنع حق سبحانه و تعالى زيرا كه آفريدن انسان به آن عقل و فضل و ذهن و فهم و ادراك و كمال و جمال بر آن وجه و در آن مراتب از خاك اعجب است نزد ملائكه از آفريدن آن از جنس ملائكه

هامش
( 1 ) سپه : او را
( 2 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 3 ) آخر آيه 71 سورهء ص
( 4 ) آستانه كلمهء ( من ) را ندارد .
( 5 ) آستانه ( كه ) ندارد .
( 6 ) قسمتى از آيهء 26 سورهء حجر
( 7 ) سپه : آدم ( ع ) است
( 8 ) آستانه : سه اشارت
( 9 ) سپه : تا گل تنك شد و صلصال گرديد ( فقط )
( 10 ) سپه : حق تعالى
( 11 ) سپه : بدين
( 12 ) سپه : جهة ( رسم الخط )
( 13 ) آستانه : بجهة ( رسم الخط )
( 14 ) آستانه : باشد
( 15 ) آستانه كلمهء ( ملائكه ) را ندارد .