را با آن ذهن مى دانست و فكرها كه تصرف مى كرد به آن در معلومات و مجهولات را به آن مى دانست . و جوارح يعنى اعضا مثل دست و پا و مانند آن كه آن را مى گرداند در مدركات ايشان و آن مدركات را به آن آلات حاصل مى كرد و معرفت و دانش كه به آن فرق مى كرد ميان حق و باطل و بيان آنچه مى چشند و آنچه مى بويند و ميان رنگها و جنسها
قص - معجونا بطينة الاكوان المختلفة و الاشباه الموتلفة و اضداد المتعادية و
الاخلاط المتباينة من الحر و البرد و البلة و الجمود و المساءة و السرور ج - طينت خلقت آفرينش . اشباه مانند . موتلفه مناسب يكديگر . متعاديه دشمن يكديگر . اخلاط خلطها . متباينه ضد يكديگر . بلت ترى . جمود خشكى . مسأت غم مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى خلقت آدم ع را مكون گردانيد از صفات و حالات مختلفه زيرا كه بعضى از اجزاى وى سفيد و بعضى سياه است و بعضى سرخ است و بعضى كوتاه است و بعضى دراز است چيزهائى كه مانند يكديگرند مثل استخوانها و دندانها كه مشابه و مناسب يكديگرند . و از ضدها كه دشمن يكديگرند مثل حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و از خلطها كه ضد يكديگرند مثل خون و بلغم و سودا و صفرا . و از غم و شادى و مانند آن كه از كيفيات نفسانى مختلفند . بدانكه حق سبحانه و تعالى در قرآن اشارت كرد به آن كه آدم صفى اللّه را از خاك آفريد چنان كه فرمود إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ