قص - ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربة
ج - حزن زمين درشت [ 60 ب ] و سخت و ناهموار مثل كوه . سهل زمين نرم و هموار . عذب زمين خوب كه صالح روئيدن نباتات و اشجار و قابل زراعت باشد . سبخ زمين شوره . بدانكه حق سبحانه و تعالى بعد از آفريدن آسمان و زمين و كواكب و ملائكه چنان كه گذشت چون اراده كرده كه آدم صفى اللّه را ايجاد كند جمع كرد بقدرت خود از براى آفريدن وى خاكى از زمين درشت ناهموار و از زمين نرم و هموار و از زمين خوب خوش آب و از زمين شور ناخوش چنان كه در قرآن فرموده كه خلَقَهَُ مِنْ تُرابٍ يعنى حق سبحانه و تعالى آفريد آدم ع را از خاك .
قص - سنها بالماء حتى خلصت ولاطها بالبلة حتى لزبت
ج - سن ترك كرد . لاط آميخت . البله ترى . لزبت بچسبيد بهم . مى فرمايد حق سبحانه و تعالى آن تربت آدم ع را بدست قدرت خود به آب خمير كرد و چندان آب بوى مخلوط كرد كه آن خاك گل تنك شد و خالص شد چسبيده شده چنان كه در قرآن فرمود وَ لَقَدْ خَلَقْنَا يعنى از گل نرمى خمير كرده و فرمود مِنْ طِينٍ لازِبٍ يعنى از گل چسبيده