اين ايجاد صادر نشده باشد . پس حاصل معنى اين دو فقره آن باشد كه آفريد خداى عز و جل خلق را آفريدنى كه پيش از وى از هيچ كس اين چنين آفريدن صادر نشد و از حق سبحانه و تعالى نيز پيش ازين آفريدن ، آفريدن ديگر مثل اين صادر نشد و اين اشارتست به آن كه ايجاد عالم مسند است به خداى تعالى و به آن كه خداى تعالى قادرست نه موجب چنان كه حكما مى گويند و چون خداى تعالى مسبوق به غير نيست لاجرم پيش از وى چنين ايجاد واقع نشد و چون عالم پيش از ايجاد نبود پس ابتداى ايجاد از خداى تعالى باشد .
قص - بلا روية اجالها و لا تجربة استفادها و لا حركة احدثها و لا همامة نفس اضطرب فيها ج - رويه فكر . اجاله جولان دادن . تجربه آزمايش كردن . استفاده فايده گرفتن از كسى . همامه اهتمام كردن در كارى . مى فرمايد كه سبحانه و تعالى انشا و ابتدا كرد ايجاد خلق را بى فكرى كه جولان داده باشد در چيزها . و بى تجربه كه آموخته باشد از كسى . و بى حركتى كه پيدا كرده باشد در ذات خود . و بى اهتمام نفسى كه اضطراب كرده باشد در آن اهتمام مقصود حضرت ع تنزيه حق سبحانه و تعالى است ازين چهار كيفيت كه رويت و تجربه « و حركت و اهتمام است . و دليل بر آنكه حق تعالى منزه است از رويت آنست كه رويت و فكر عبارت است » از حركت قوه متفكره نفس انسانى در تحصيل مبادى بمطالب و