تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

ضد استيناس يعنى نفرت طبيعت و وحشت بسبب نابودن انيس . فقد نايافتن . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى منفرد و تنها بود در حالى كه كسى نبود كه با او انس توان گرفت و به جهت نايافت شدن وى توحش توان كرد . و اين اشارتست به آن كه توحد و تفرد ذات خداى تعالى بالذاتست نه مثل انفراد و اعتزال بعضى انسان يا بعضى حيوان از بعضى ديگر كه از جنس ويست و انيس ويست بر وجهى كه چون با يكديگر باشند بهم انس باشد ايشان را و چون از يكديگر جدا شوند توحش شود زيرا كه استيناس و استيحاش « مستلزم مزاج است مستلزم جسميت و جمعيت بر خداى تعالى محال است پس استيناس و استيحاش بر وى محال باشد » پس توحد و تفرد خداى تعالى لذاته باشد نه قياس به چيزى ديگر .

باب دوم در نسبت ايجاد عالم به قدرت حق عز و علا

بر سبيل اجمال و تفصيل و كيفيت آن و اين باب مشتمل است بر چند فصل .

فصل اول در اسناد ايجاد عالم به قدرت حق تعالى بر سبيل اجمال :

قص - انشأ الخلق انشاء و ابتداه ابتداء

ج - انشاء آفريدن . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى آفريد خلق را ابتدا بى آنكه كسى بر وى سبقت كرده باشد به مثل اين آفريدن . و احتمال دارد كه مراد از انشاء ، آن ايجاد باشد كه موجد سبقت نكرده باشد [ 51 آ ] بر خود مثل اين ايجاد يعنى پيش از اين ايجاد از آن موجد ايجادى ديگر مثل

هامش
( 1 ) آستانه : به او
( 2 ) سپه : تفرد و توحد
( 3 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 4 ) سپه : به چند
( 5 ) سپه ( فصل ) ندارد ولى لازم است .
( 6 ) آستانه ( كه ) ندارد .
( 7 ) آستانه : كه غير موجد
( 8 ) آستانه : مثل
( 9 ) آستانه : ايجاد
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 124 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى