ضد استيناس يعنى نفرت طبيعت و وحشت بسبب نابودن انيس . فقد نايافتن . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى منفرد و تنها بود در حالى كه كسى نبود كه با او انس توان گرفت و به جهت نايافت شدن وى توحش توان كرد . و اين اشارتست به آن كه توحد و تفرد ذات خداى تعالى بالذاتست نه مثل انفراد و اعتزال بعضى انسان يا بعضى حيوان از بعضى ديگر كه از جنس ويست و انيس ويست بر وجهى كه چون با يكديگر باشند بهم انس باشد ايشان را و چون از يكديگر جدا شوند توحش شود زيرا كه استيناس و استيحاش « مستلزم مزاج است مستلزم جسميت و جمعيت بر خداى تعالى محال است پس استيناس و استيحاش بر وى محال باشد » پس توحد و تفرد خداى تعالى لذاته باشد نه قياس به چيزى ديگر .
باب دوم در نسبت ايجاد عالم به قدرت حق عز و علا
بر سبيل اجمال و تفصيل و كيفيت آن و اين باب مشتمل است بر چند فصل .
فصل اول در اسناد ايجاد عالم به قدرت حق تعالى بر سبيل اجمال :
قص - انشأ الخلق انشاء و ابتداه ابتداء
ج - انشاء آفريدن . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى آفريد خلق را ابتدا بى آنكه كسى بر وى سبقت كرده باشد به مثل اين آفريدن . و احتمال دارد كه مراد از انشاء ، آن ايجاد باشد كه موجد سبقت نكرده باشد [ 51 آ ] بر خود مثل اين ايجاد يعنى پيش از اين ايجاد از آن موجد ايجادى ديگر مثل