انهاء اربعه نبوده بلكه محض اختراع و ابداع بوده معرا و مبرا از حاجت بامرى خارج از ذات مقدس بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ قص - احال الاشياء لا وقاتها ج - احال نقل كرد چيزى را از جاى بجاى ديگر و در بعضى نسخ به جيم است يعنى جولان داد و در بعضى نسخ اجل واقع شده يعنى تعيين كرده و حاصل معنى نسخ ثلاث نزديكست به يكديگر . مى فرمايد حق سبحانه و تعالى ربط داده هر چيزى را بوقتى چنان كه مقتضاى حكمت الهى بود پيش از ايجاد اشياء به حيثيتى كه مؤخر مقدم نمى شود و مقدم مؤخر نمى شود و هر وقتى كه تعيين كرده از براى هر چيزى آن چيز مستحق آن بود كه در آن وقت واقع شود در غير آن وقت نشود بحسب علم واجب تعالى به مصلحت ايجاد آن چيز .
قص - و لأم بين مختلفاتها
ج - ملايمت جمع كردن . مى فرمايد كه حق سبحانه و تعالى جمع كرده ميان چيزهاى متخالفه متضاده و اين تنبيه است « بر كمال قدرت حق سبحانه و تعالى . و بيان كلام آنست » كه عناصر اربعه مثلا مشتمل اند بر كيفيات متضاده