بقرينه آنكه فرمود « اذ لا منظور اليه من خلقه » بلكه مراد از بصير عالم است مطلقا چنان كه گذشت . پس حق سبحانه و تعالى عالم باشد بجميع چيزها مبصرات و غير مبصرات و منكشف باشد نزد وى مشاهدات و غير مشاهدات علانيه و خفيات . فهو الذى يشاهده و يرى و لا يغرب عنه ما تحت الثرى ، وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فإَنِهَُّ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى . و بدانكه حاسهء بصر و حواس ديگر اگر چه كمال است نسبت به حيوان اما نقص است نسبت برحمن چنان كه گذشت با آنكه نسبت به حيوان نيز كمال ضعيف قاصر است زيرا كه حاسه بصر مثلا بعيد را ادراك نمى كند و به باطن قريب نمى رسد بلكه متتاول ظاهر است فقط گفتهاند كه حظ دينى از حاسه بصر دو چيز است يكى آنكه بنده به آن آيات و عجايب ملكوت و سموات را مشاهده و ملاحظه نمايد به جهت عبرت و استدلال بر وجود خالق و صفات وى چنان كه در روايت آمده كه از حضرت عيسى ع پيغمبر [ 50 ب ] پرسيدند كه مثل تو كسى ديگر هست از خلايق ، آن حضرت ع فرمود كه هر كه نظر وى عبرت باشد و سكوت وى فكر و سخن وى ذكر آن كس مثل من باشد . دوم آن كه بداند كه چنان كه خداى تعالى از براى وى بصرى آفريد تا چيزها را ببيند و بداند خداى تعالى نيز او را مى بيند و مىداند و بر وى و افعال وى و اعمال وى مطلع است پس هر چيزى را كه نخواهد كه كسى بر آن مطلع گردد بايد كه نكند زيرا كه اگر بكند خداى تعالى بر آن مطلع شود و هر كه مرتكب معصيتى شود و داند كه خداى تعالى آن را مىداند و بر آن مطلع است يعنى دلير و متحرى و بى حيا باشد و اگر گمان برد كه خداى تعالى آن را نمى داند و بر آن مطلع نيست كافر و ملحد باشد .
قص - متوحد اذ لا سكن يستأنس به و لا يستوحش لفقده ج - متوحد تنها . سكن كسى كه به او انس گيرند . استيناس انس گرفتن . استيحاش