در سؤال از مكان در سؤال از جهت نيز لازم مى آيد و اين معلوم است از مقايسه و ازين جهت حضرت ع ذكر نكرده و نيز مخفى نيست كه سؤال از جهت مستلزم دو چيز است يكى اخلاء و يكى تخصيص بعضى جهات به حق تعالى كه آن جهت فوق است و هر دو منافى آيات مذكوره است . اما آن حضرت ع تخصيص كرد اخلاء را به جهت آنكه از بطلان اخلاء لازم مى آيد [ 49 آ ] بطلان تخصيص بعضى جهات زيرا كه اخلاء لازم تخصيص است و نفى لازم مستلزم نفى ملزوم است .
قص - كائن لاعن حدث موجود لا عن عدم ج - مى فرمايد كه ذات حق سبحانه و تعالى موجود است نه از حدوث يعنى نه به آن وجه كه اول نبوده باشد و بعد از آن پيدا شده . و ذات خداى تعالى موجود است نه از عدم يعنى وجود وى بعد از عدم و متأخر از عدم نيست . احتمال دارد كه فقرهء دوم به منزلهء تفسير و بيان فقرهء اول باشد و احتمال دارد كه مراد از فقرهء اول تعليم خلق باشد كه اطلاق لفظ كائن بر خداى تعالى بمعنى موجود جايز است . و احتمال دارد كه مراد از فقرهء اول نفى حدوث ذاتى باشد و مراد از فقرهء ثانيه نفى و حدوث زمانى يا بر عكس . يا مراد از يكى نفى حدوث مطلق باشد و از ديگرى نفى حدوث خاص . و دليل بر آنكه وجود خداى تعالى مسبوق بعدم نيست آنست كه اگر مسبوق به عدم بودى ممكن الوجود بودى نه واجب الوجود و حال آنكه او واجب الوجود است پس وجود او مسبوق به عدم نباشد .