گردانيده باشد بعضى امكنه و جهات را از وى و اين [ 48 ب ] كلام نيز تنبيه خلق است بر ترك سؤال و تقريرش چنين است كه صحيح نيست سؤال برين وجه كه حق تعالى بر بالاى چه چيز است كه اگر صحيح بودى صحيح بودى كه بعضى جهات و امكنه خالى باشد از وى و اين باطل است پس سؤال برين وجه صحيح نباشد زيرا كه اگر صحيح بودى سؤال برين وجه كه خداى تعالى بر بالاى چه چيز است ، جايز بودى كه او را جهتى معين باشد كه او بر بالاى آن جهت باشد پس لازم آيد كه جهات ديگر خالى باشد از وى بالضرورة و اين باطل است زيرا كه حق سبحانه و تعالى فرمود كه وَ هُوَ اللّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ يعنى او خداست در آسمان و در زمين و نيز فرموده هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ يعنى او با شماست هر جا كه باشيد اگر مثبت جهت گويد كه تنافى نيست ميان اين آيات و ميان اثبات جهت زيرا كه مراد از آيت اول و دوم احاطه حق تعالى است بحسب علم مر آسمان و زمين و ساير خلق را و اين منافات ندارد با بودن حق تعالى در جهت فوق مثلا جواب گوئيم كه اثبات جهت نيز بنا بر ظاهر آيات است مثل آنكه فرمود الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى يعنى خداى تعالى بر عرش مستواست پس اگر مثل اين آيات را بر ظاهر حمل كنند و استوى را به معنى استوار گيرند تا جهت ثابت شود آن آيات و مانند آن را نيز به ظاهر حمل كنند و به آن معارضه كنند اين استدلال را و اين ابلغ و انفع است در مقام خطابت از دلايل عقليه . و اگر آن آيات را تأويل كنند به علم مثلا چنان كه گذشت آيت استوا و مانند آن را نيز تأويل كنند به استيلا و تسلط و مانند آن . و بدان كه تضمين كه لازم مى آيد
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١١٨
هامش
( 1 ) آستانه ( باشد ) ندارد .
( 2 ) سپه : بدين وجه ( و باز تكرار شده )
( 3 ) سپه : معينى
( 4 ) اول آيهء 3 سورهء انعام
( 5 ) سپه : كه و هو
( 6 ) سپه : جهة ( رسم الخط )
( 7 ) سپه : كه
( 8 ) آيهء 5 سورهء طه
( 9 ) سپه : مستولى است
( 10 ) سپه : آيت ( ولى تكرار شده آيات )
( 11 ) آستانه : استوار ( ظ : استوا )
( 12 ) آستانه ( نيز ) ندارد .