و منزه است از شريك و يكتاى بى همتاست و اگر كسى اعتقاد كند كه خداى تعالى موجود است و نداند كه او يكى است و او را شريكى نيست آن اعتقاد وى ناقص باشد و دليل و توحيد واجب تعالى آنست كه اگر واجب الوجود متعدد باشد شريك باشد در واجب الوجود بودن پس در ذات هر يك چيزى بايد كه تميز كند او را از آن ديگرى پس در ذات هر يكى دو چيز پيدا شود يكى ما به الاشتراك [ 46 آ ] يعنى آن چيزى كه درو شريكند كه آن وجوب وجود است و ديگرى ما به الامتياز كه هر يكى را از آن ديگرى تميز كند پس لازم آيد كه هر يك مركب باشند و هر چه مركب است ممكن است پس از اين جا معلوم شد كه هر كه توحيد حاصل نكرد جاهل است به واجب الوجود اگر چه اعتقاد وجود او داشته باشد .
قص - و كمال توحيده الاخلاص له ج - اخلاص آنست كه عارف جميع ما سوى اللّه را از درجه اعتبار و التفات اسقاط كند و غير او را ملاحظه نكند و زهد حقيقى نزد اهل عرفان عبارت ازين معنى است و اين كلام اشارتست به مقدمهء سيم و بيان او آنست كه در علم سلوك مقرر شد كه عارف اگر با ملاحظه جلال و عظمت و كبرياى حق تعالى ملتفت چيزى ديگر باشد آن معرفت او در حقيقت جهل باشد و ما دام كه چنين باشد به مقام عرفان و اصل نشود و در نفس امر از براى خداى تعالى شريك پيدا كرده باشد و اهل اخلاص اين معنى را شرك خفى گويند يعنى شرك نهانى و مراد آنست كه در حقيقت اين شرك است « اما آن كس نمى داند كه اين شرك است » و بعضى از اهل اخلاص