تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

است اول دين است بحسب ملاحظه عقل اگر چه آخر مراتب معرفت است بحسب وجود . و اين مقدمات كه حصول كمال معرفت و نهايت آن موقوفست به آن چهار و حضرت امير المؤمنين ع آن را بيان فرموده به ترتيب درين چهار فقره كه مذكور خواهد شد به ترتيب .

قص - و كمال معرفته التصديق به

ج - تصديق اعتقاد كردن يعنى قبول كردن و باور داشتن چيزى به دل بى شائبه شك . يعنى كمال معرفت و شناختن خداى تعالى حاصل نمى شود الا به آن كه اعتقاد كند و باور دارد به دل و شك نكند كه خداى تعالى موجود است زيرا كه عالم را خالقى و آفريننده‌اى مى بايد و آن آفريننده اگر موجود نباشد ازو چيزى نتواند شد پس بالضروره موجود بايد بود و از اين جا معلوم شد كه اگر از براى عالم خالقى تصور كند و تصديق بر وجود او نكند ناقص باشد و در حقيقت آن كس جاهل باشد به خدا نه عارف و اين اشارتست به مقدمهء اول .

قص - و كمال التصديق به توحيده ج - اين اشارتست به مقدمهء دوم يعنى كمال اعتقاد و باور داشتن هستى او حاصل نمى شود الا به آن كه مكلف اعتقاد كند كه او يكى است و او را شريكى نيست

هامش
( 1 ) سپه : اول نيست
( 2 ) آستانه ( و ) ندارد .
( 3 ) سپه : كه خواهد مذكور شد
( 4 ) آستانه كلمه ( اگر ) را ندارد .
( 5 ) سپه : كنند - نكنند ( صيغه جمع )
( 6 ) آستانه ( و ) ندارد - سپه در حاشيه به خط نستعليق بعد نوشته‌اند : كما قال بعض العارفين : ذات نايافته از هستى بخش - كى تواند كه شود هستى بخش
( 7 ) آستانه : اين اشارت ( و هم ندارد )
( 8 ) آستانه : توحيد
( 9 ) آستانه : اول
( 10 ) آستانه ( و او را شريكى نيست ) را ندارد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 110 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى