تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
حالات و اوقات زيرا كه مستلزم ملاحظه ذات و صفات حق تعالى است و اين اعظم عباداتست .

قص - و وتد بالصخور ميدان ارضه .

ج - و تدميخ زد به زمين يا بر ديوار يا مانند آن . صخور سنگهاى بزرگ مثل كوه . ميدان حركت بتمايل . يعنى آن خداى كه گردانيد سنگهاى بزرگ و كوهها را ميخ روى زمين تا زمين حركت نكند و قرار گيرد و اين معنى در قرآن وارد شده چنان كه حق تعالى فرموده‌وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ يعنى حق تعالى انداخت در زمين كوههاى بلند را تا زمين ميل نكند و شما را به آب فرو نبرد . و مفسران گفته‌اند كه چون حق سبحانه و تعالى زمين را آفريد بر روى آب زمين از موج آب اضطراب مى كرد و مايل مى شد از جانى بجانبى ديگر پس حق تعالى كوهها را بر روى زمين آفريد و ميخ زمين گردانيد تا زمين قرار گرفت بسبب گرانى كوهها چنان كه كشتى بر روى دريا چون اضطراب كند و ميل كند از جانبى بجانبى ديگر چيزهاى سنگين درو نهند تا قرار گيرد و فخر رازى گويد كه اين توجيه موجه نيست زيرا كه زمين از آب گران تر است و چون چنين باشد بر روى آب نخواهد ماند [ 44 آ ] مثل كشتى بلكه در آب فرو خواهد رفت اكثرا و اگر همه فرو نرود چنان كه مشهورست كه سه ربع زمين در آبست و چون چنين باشد حركت

هامش
( 1 ) آستانه ( زد ) ندارد ولى در خطبه معنى فعلى دارد .
( 2 ) اول آيهء 15 سورهء نحل .
( 3 ) سپه : حق تعالى - آستانه ( چون ) ندارد .
( 4 ) سپه : موج آن
( 5 ) سپه : از جانب بجانب - آستانه ( ديگر ) ندارد .
( 6 ) سپه : تا قرار گرفت زمين
( 7 ) سپه : سبب آن كوهها ( بعد گرانى را بر بالاى سطر نوشته‌اند )
( 8 ) آستانه : از جاى بجاى
( 9 ) سپه و ندارد .
( 10 ) سپه كه ندارد .
( 11 ) آستانه كلمهء زمين را ندارد .