تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

كه مى فرستد بادها را پراكنده ميان دستهاى رحمت خود و چون منشاء آفريدن خلايق و ايجاد ايشان و بيرون آوردن ايشان از عدم بوجود قدرت بود فطرت را مقيد بقدرت گردانيد و گفت فطر الخلايق بقدرته و پراكنده كردن بادها را مقيد گردانيد برحمت به جهت آن كه وزيدن بادها مستلزم فوايد بسيار است در بقاى نوع انسان و ساير حيوانات و نباتات و موجب صحت امزجه است و مقتضى نمو است و بسيارى از اطبا گفته‌اند كه باد مستحيل مىشود به روح حيوانى و از جمله منافع عظيمه او آنست كه مستلزم راندن ابرست از جاى بجاى ديگر تا ازو باران متولد شود و بر زمين ميته ببارد پس حيوانات منتفع شوند [ 43 ب ] به آشاميدن و زرع و ساير نباتات برويد چنان كه حق سبحانه تعالى مى فرمايدوَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فأَسَقْيَنْاكمُوُهُ يعنى فرستاديم ما بادهاى جهنده را پس فرو فرستاديم از آسمان آب را پس سيراب گردانيديم شما را به آن و ظاهر است كه اينها همه از آثار رحمت است پس ازين جهت مناسب بود نشر رياح را به رحمت مقيد سازد . و مراد آن حضرت ع ازين كلام تعداد نعمتهاى خداى تبارك و تعالى است و تنبيه است بر آن كه غافل از ذكر نعمت حق سبحانه و تعالى نمى بايد بود چنان كه حق تعالى فرموده است وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ يعنى ياد كنيد نعمت خداى را كه بشما داده است و ظاهر است كه ذكر نعمت خداى تعالى نوعيست از شكر و شكر خداى تعالى مطلوبست در جميع

هامش
( 1 ) سپه ( ديگر ) ندارد .
( 2 ) آستانه : حق تعالى
( 3 ) بيش از نصف اول آيهء 22 سورهء حجر - سپه : ما نزلناه ( نمونه‌اى از اغلاط فاحش كتاب كه مى رساند نسخه نبايد به خط شيخ عز الدين كه مردى فاضل بوده است باشد )
( 4 ) آستانه : ابر را ( ولى آب صحيح است چنان كه در آيه آمده )
( 5 ) سپه ( به آن ) ندارد .
( 6 ) سپه : كه نشر
( 7 ) آستانه : از آن ( ولى از زائد است )
( 8 ) آستانه : خداى تعالى ( مثل موارد ديگر )
( 9 ) سپه : حق تعالى
( 10 ) آستانه ( است ) ندارد - مكرر در قرآن آمده است .