حق تعالى را وقتى نيست كه شمرده شود و اجلى نيست كه مدت آن تعيين كرده آيد و غرض آنست كه ذات حق تعالى منزه است از آن كه در زمان باشد و او را اجلى باشد كه چون به آن اجل رسد وجود او منقطع گردد زيرا كه زمان از لواحق و توابع حركت است و حركت از توابع و صفات جسم است و حق تعالى منزه است از جسميت پس او در زمان نباشد پس او را وقتى نباشد . ديگر آن كه زمان را حق سبحانه و تعالى ايجاد كرد زيرا كه زمان مقدار حركت فلك اعظم است و فلك را خداى تعالى آفريده است پس اگر خداى تعالى در زمان باشد لازم آيد كه پيش از آفريدن زمان ، زمانى بود باشد و اين باطل است . ديگر آن كه حق تعالى قديم و از ليست زيرا كه واجب الوجود است و زمان حادت پس حق تعالى منزه باشد از زمان .
قص - فطر الخلايق بقدرته و نشر الرياح برحمته ج - فطر آفريد . نشر پراكنده كرد . رياح بادها . يعنى آن خداى كه آفريد خلايق را بقدرت خود و پراكنده ساخت بادها را برحمت خود . چون آن حضرت ع فارغ شد از صفات سلبيه شروع كرد در صفات ثبوتيه . فقره اول موافق آنست كه فرموده است الذى فطركم اول مرة يعنى آن خداى كه آفريد شما را اول بار و فقره ثانى موافق آنست كه فرموده و هو الذى الرسل الرياح بشرا بين يدي رحمة يعنى آن خداى