تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

قص - و لا يؤدى حقه المجتهدون

ج - يعنى ادا نمى توانند كرد حق خداى تعالى را مجتهدان . يعنى هر چند كه كسى سعى كند وجد و جهد نمايد نتواند كه آنچه حق حضرت بارى تعالى باشد از شكر و ثنا و طاعت و عبادت آن را بجاى آرد زيرا كه نعمتهاى خداى تعالى لا يحصى و لا يتناهيست چنانچه در ترجمه فقره سابقه حضرت مقرر شد و چون چنين باشد اداى حق تعالى نتوان كرد . و ديگر آن كه هر چه از انسان صادر مىشود از افعال اختياريه مثل حمد و شكر و طاعت و عبادت و غير آن همه مسند بقوى و قدرت انسان است و اين قوى و قدرت همه مسند بجود حق و فيض وى و مستفاد از رحمت و نعمت اوست بلكه هر حمد و ثنا و مانند آن كه از انسان صادر مىشود حقيقة نعمت حق تعالى است چنان كه مكررا مذكور شد پس در حقيقت هر شكرى كه از آدمى صادر مىشود در مقابل نعمت حق تعالى نعمت حق تعالى است كه در مقابل نعمت او حاصل مىشود پس بنده اصلا شكر حق تعالى و عبادت او بجاى نيارد حقيقة چه جاى آن كه اداى حق او تواند كرد . روايت كرده‌اند كه اين معنى بخاطر شريف حضرت موسى كليم اللّه ع رسيد و نيز گفته‌اند كه بخاطر مبارك حضرت داود پيغمبر ع رسيد پس آن حضرت با حق تعالى مناجات كرد و گفت « يا رب كيف اشكرك و انا لا استطيع ان اشكرك الا بنعمة ثانيه من نعمك » يعنى اى بار خدايا چگونه شكر ترا بجاى آرم و حال آنكه من نمى توانم كه شكر كنم ترا الا بنعمت ديگر از نعمتهاى

هامش
( 1 ) سپه : نمايد - كند
( 2 ) سپه : حق خداى تعالى
( 3 ) سپه : آرند ( ولى فعل بايد مفرد باشد )
( 4 ) سپه : لا تحصى و لا تناهى
( 5 ) سپه : چنانچه در ترجمه فقرهء سابقه مذكور و مقرر شد
( 6 ) آستانه ( و ) ندارد
( 7 ) آستانه : صادر شود
( 8 ) سپه : خداى تعالى
( 9 ) سپه : شده است
( 10 ) سپه : واقع مىشود
( 11 ) سپه ( در ) ندارد بعد هم مفشوش است .
( 12 ) سپه : خاطر شريف
( 13 ) قاعدة اى زائد است زيرا الف ندا در خدايا هست
( 14 ) سپه : شكر ترا ادا كنم