تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
نعمت ديگرست و مستلزم شكر و قدرت بر شكر ، آن نعمت نيز نعمت ديگرست و همچنين لا الى النهايه و از عهده شكر اين نعمت بيرون نمى توان آمد پس بلوغ كمال شكر حق تعالى [ 40 آ ] محال باشد . اما آن كه گفت « لا يبلغ مدحته القائلون » و نگفت لا يبلغ مدحته المادحون ، بنا بر آنكه قائل اعم است از مادح و نفى عام ابلغ است در نفى خاص از نفع خاص و اين ظاهرست .

قص - و لا يحصى نعماءه العادون

ج - يعنى جزئيات نعمت خداى تعالى و افراد آن در حصر و شمار انسان در نمى آيد زيرا كه نعمتهاى خداى تعالى بى شمار و بى پايانست و دليل بر اين مدعى نقل است و عقل . اما نقل آنست كه حق تعالى مى فرمايد : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصُوها » يعنى اگر خواهيد كه در شمار آريد نعمتهاى خداى تعالى را نتوانيد . و اما عقل آنست كه حق سبحانه و تعالى نعمت ظاهر و باطن بر انسان انعام كرده چنان كه فرموده است أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَكُمْ » يعنى حق تعالى شامل گردانيد بر شما نعمتهاى ظاهر و باطن خود را و از جمله نعمتهائى كه حق سبحانه و تعالى به انسان اكرام كرد آنست كه او را مكرم گردانيد بجوهر عقل و در خدمت « وى بر پا داشت كه مصلح حال اوست و قايمست بمهمات و حوايج وى » و به او اكتساب كمالات ابديه و سعادات سرمديه مىكند و اين عقل بمنزله وزير ناصح مشفق است در حق وى تميز مىكند از براى وى آنچه اصلح و انفع است و او را دلالت به آن مىكند . و قوت ديگر داد به او كه آن قوت بمنزله حاجب و دربان است كار او آنست كه تميز كند ميان اصدقا و اعدا و آن را قوت واهمه گويند . و خازنى از براى وى تعيين كرد كه

هامش
( 1 ) سپه : يعنى كه ( ولى كه چندان ضرورتى ندارد )
( 2 ) قسمت آخر آيهء 34 سورهء ابراهيم
( 3 ) آستانه : به انسان ( تراشيده‌اند )
( 4 ) قسمتى از آيهء 30 سورهء لقمان
( 5 ) آستانه ( بر شما ) را ندارد .
( 6 ) سپه : حق تعالى
( 7 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 8 ) آستانه ( ناصح ) را ندارد .
( 9 ) آستانه ( به آن ) ندارد .
( 10 ) سپه : كرده
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 95 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى