قص - و لا يحصى نعماءه العادون
ج - يعنى جزئيات نعمت خداى تعالى و افراد آن در حصر و شمار انسان در نمى آيد زيرا كه نعمتهاى خداى تعالى بى شمار و بى پايانست و دليل بر اين مدعى نقل است و عقل . اما نقل آنست كه حق تعالى مى فرمايد : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصُوها » يعنى اگر خواهيد كه در شمار آريد نعمتهاى خداى تعالى را نتوانيد . و اما عقل آنست كه حق سبحانه و تعالى نعمت ظاهر و باطن بر انسان انعام كرده چنان كه فرموده است أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَكُمْ » يعنى حق تعالى شامل گردانيد بر شما نعمتهاى ظاهر و باطن خود را و از جمله نعمتهائى كه حق سبحانه و تعالى به انسان اكرام كرد آنست كه او را مكرم گردانيد بجوهر عقل و در خدمت « وى بر پا داشت كه مصلح حال اوست و قايمست بمهمات و حوايج وى » و به او اكتساب كمالات ابديه و سعادات سرمديه مىكند و اين عقل بمنزله وزير ناصح مشفق است در حق وى تميز مىكند از براى وى آنچه اصلح و انفع است و او را دلالت به آن مىكند . و قوت ديگر داد به او كه آن قوت بمنزله حاجب و دربان است كار او آنست كه تميز كند ميان اصدقا و اعدا و آن را قوت واهمه گويند . و خازنى از براى وى تعيين كرد كه