حق و تنبيه ايشان بر آنكه ثنا و ستايش حق جل و علا به همه حال لازم است زيرا كه مستلزم ملاحظه جلال و التفات بصفات كمال و اعتراف بجزيل نوال اوست و اين ملاحظات و اعتبارات مطلوبست بلكه اعلاى مطالب است زيرا كه اعظم عبادات و افضل طاعات باشد كما لا يخفى . و آنچه فرمود كه « لا يبلغ مدحته القائلون » دو احتمال دارد : اول تنزيه بارى تعالى از اطلاع خلق بر كيفيت مدح و ثناى وى بر آن وجه كه حق اوست يعنى خداى تعالى منزه است از آنكه مطلع باشند خلق بر كيفيت مدح و ثناى او چنان كه حق اوست و شايستهء آنست زيرا كه اطلاع چنين موقوفست بدانستن كنه ذات و حقيقت صفات او بر آن وجه كه در نفس امر بر آن وجه است تاتوان ثناى گفتن كه لايق و شايسته وى باشد چنان كه لايق و حق وى است و ظاهر است كه عقول بشر عاجز است از دانستن كنه ذات و صفات حق تعالى پس هر چند مادح مبالغه لايق كند و بحسب فهم و ادراك خود ملاحظه ذات و صفات حق تعالى نمايد و آنچه لايق حق جل و علا باشد نسبت بمقتضاى عقل خود از مدح ادا نمايد كمال مدح حق سبحانه و تعالى نخواهد بود زيرا كه اطلاع بر آنچه مدح حق بر آن چيز مى بايد بود ندارد . دوم تنزيه حق سبحانه و تعالى از بلوغ عقل و اوهام بتمامى شكر و ثناى وى . يعنى حق تعالى منزه است از آن كه كسى تمام مدحى كه لايق اوست آن را ادا و احصا تواند كرد زيرا كه در هر مرتبه كه برسد از مراتب مدح و ثناى جميل مرتبه ديگر خواهد داشت از استحقاق مدح و ثنا و تعظيم چنان كه حضرت رسالت پناه ص فرمود « لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك » . ديگر آنكه قدرت بر شكر نعمت ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٩٤
هامش
( 1 ) سپه جل و جلاله
( 2 ) آستانه : افضل طاعاتست - سپه - طاعات دنيوى
( 3 ) سپه : خلق مطلع باشند
( 4 ) سپه : وى بر آن وجه
( 5 ) آستانه كلمه ( لايق ) را ندارد .
( 6 ) سپه : صفات او
( 7 ) آستانه كلمه ( لايق ) را ندارد .
( 8 ) سپه : او
( 9 ) آستانه ( و ) ندارد .
( 10 ) آستانه ( مدح ) و ( سبحانه ) را ندارد .
( 11 ) سپه : خواهد بود