خطبه 1 قس - و من خطبة له عليه السلام يذكر فيها ابتداء خلق السماء و الارض و خلق آدم ع
ج - ظاهر آنست كه من خطبه ، خبرست و مبتداى او الحمد للهّ الذى است تا آخر و برين تقدير حاجت به تقدير نيست و احتمال دارد كه خبر مبتداى مقدر باشد تقديرش چنين باشد « و من خطبة له عليه السلام قوله الحمد للهّ الذى ، تا آخر » يا مثل آن و بهر تقدير له صفت خطبه است اى كاينة له يا حاصلة له و جملهء يذكر [ 38 آ ] فيها تا آخر مستأنفه است و احتمال دارد كه حال باشد از ضمير له زيرا كه اگر چه اين ضمير مجرورست لفظا اما مفعول بواسطه است تقديرا و اگر من خطبه مى گفت بى واو اظهر و انسب مى بود . يعنى از جمله خطبه آن حضرت ع كه ذكر مىكند در آن خطبه ابتداى آفرينش آسمان و زمين را و آفرينش حضرت آدم صفى اللّه ع را اينست كه الحمد للهّ الذى تا آخر و احتمال دارد كه فاعل لفظ يذكر مبنى المفعول باشد پس حال باشد از مستر له كه فاعل است اى مذكورا فيها ابتداء خلق السماء تا آخر و از لفظ من خطبه فهم مىشود كه آنچه نقل كرده شد ازين خطبه تمام نيست بلكه بعضى است از مجموع اين خطبه فتامل . و بدان كه مشتمل است بر علوم شريفه و معارف لطيفه و نكات منيفه بر ترتيب طبيعى : اول حمد و ثناى حق جل و علا و بيان توحيد ذات و صفات او تعالى شانه . دوم نسبت ايجاد عالم بقدرت ايزد تعالى عز شانه بر سبيل اجمال و تفصيل و كيفيت آن . سيم كيفيت آفريدن حضرت ابو البشر آدم صفى اللّه « على نبينا و عليه السلام » . چهارم اصطفاى انبيا عليهم السلام به جهت تنزيل وحى و تبليغ رسالت پنجم بيان فرض كردن حج خانه كعبه بر مكلفان . و چون اين خطبه مشتمل بود