غله تشنگى . جلا ازاله كردن . يعنى راى من قرار گرفته بعد از جمع كردن اين كتاب بر آنكه او را نهج البلاغه نام نهم زيرا كه مى گشايد از براى كسى كه نظر كند درو درهاى بلاغت را و نزديك مى گرداند بر وى آنچه مطلوب ويست در بلاغت و هر چه حاجت عالم و متعلم است و مطلوب اهل بلاغت و اصحاب زهادتست درين كتابست . و مى گذرد در اثناى اين كتاب از سخنان عجيب و غريب در توحيد و عدل و تنزيه حق سبحانه و تعالى از مشابهت خلق آن مقدار كه تشنگى را مى نشاند و علت و بيمارى را دفع مىكند و شك و شبهه را زايل مى گرداند . مخفى نيست كه اين الفاظ مشتمل است بر استعارات حسنه و تشبيهات لطيفه . علامه بحرانى فرموده كه در تسميه اين كتاب به نهج البلاغه استعاره حسنه است و بيانش آنست كه نهج در اصل طريق واضح و راه روشن را گويند پس تشبيه كرده نهج را از براى وى و وجه تشبيه وصول مطلوب و حصول آنست چنان كه سلوك راه روشن سبب وصول بمطلوب و حصول آنست كه ذهن بسبب مطالعه اين كتاب انتقال مىكند از بعضى از لطايف بلاغت و شعب فصاحت ببعضى ديگر پس اين كتاب نيز سبب وصول به مطلوب بلاغت و حصول فصاحت باشد پس استعاره لفظ نهج براى وى مستحسن باشد و پسنديده .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٨٨
قس - و من الله سبحانه استمد التوفيق و العصمة و انتجز التسديد و المعونة استعيذه من خطأ الجنان قبل خطأ اللسان و من زلة الكلم قبل زلة القدم و هو حسبى و نعم الوكيل .
ج - استمداد طلب كردن [ 37 ب ] مدد . توفيق مهيا گردانيدن اسباب . تنجز
هامش
( 1 ) سپه ( اين ) ندارد .
( 2 ) سپه : استعارات و تشبيهات لطيفه
( 3 ) سپه : راه و روشن ( نمونهاى از اغلاط كتاب )
( 4 ) سپه : پس تشبيه كرده اين كتاب را به راه راست روشن كه نهجست و استعاره كرده نهج را . . . ( ولى در نسخه آستانه موجزتر است )
( 5 ) آستانه ( كه ) ندارد .
( 6 ) سپه : مستحسن و پسنديده باشد