زهد و زاهدى و منقطع شدن از خلق و مجاهده نفس و سلوك طريقت هيچ حظى نداشت و اصلا نخواهد دانست كه اين كلام كسى است كه قطب زهاد و عباد و راس و رئيس اوليا و ابدال است و همچنين است حكم ساير كلام و فنون خطاب آن حضرت ص .
قس - و ربما جاء في اثناء هذا الاختيار اللفظ المردد و المعنى المكرر و العذر في ذلك ان روايات كلامه تختلف اختلافا شديدا فربما اتفق الكلام المختار في رواية فنقل على وجهه ثم وجد بعد ذلك [ 36 آ ] في رواية اخرى موضوعا غير وضعه الاول اما بزيادة مختارة او بلفظ احسن عبارة فيقتضي الحال ان يعاد استظهارا للاختيار و غيرة على عقائل الكلام و ربما بعد العهد ايضا بما اختير اولا فاعيد بعضه سهوا و نسيانا لا قصدا و اعتمادا . ج - استظهار طلب ظهور چيزى و احتياط كردن در چيزى تا فوت نشود . غيرة بفتح « غين انفعالى كه عارض شود كسى را به جهت تخيل شركت ديگرى در چيزى كه آن كس » اعتقاد كند كه حق ويست نه آن ديگر . عقايل جمع عقيله است و عقيله از هر چيزى اكرم و احسن آن چيز باشد . يعنى گاه باشد كه در اثناى كلام مختار كه درين كتاب نهج البلاغه مذكور مىشود لفظ و معنى مكرر شود و عذر و سبب اين تكرار آنست كه در روايت كلام آن حضرت اختلاف بسيار واقع شده پس گاه باشد كه اتفاق روايت واقع شد « آن كلام مختار در روايتى بر وجهى پس نقل كرده شد بر آن وجه كه در آن روايت واقع شده » و باز يافت شد در روايت ديگر به غير از آن وجه اول يا بزيادتى كه پسنديده و خوبست يا بلفظ ديگر بهتر از لفظ و عبارت روايت اول پس حاصل مقتضى آن مىشود كه اعاده كرده شود به جهت احتياط و استظهار تا كلام خوب فوت نشود بجهة غيرت بر احسن و اكرم كلام كه ناگاه كسى ديگر نقل