تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
شعر
اولئك آبائى فجئنى بمثلهم * اذا جمعتنا يا جرير المجامع

ج - تمثيل مثل زدن و اردت عطف است بر اعتمدت يعنى خواستم كه مستحسن شود براى من مثل زدن در افتخار به آن حضرت ع بقول فرزدق شاعر كه گفت اينها پدران منند پس بيار براى من مثل اينها وقتى كه مجتمع شويم ما اى جرير در مجالس . و جرير نيز نام شاعريست از شعراى عرب . غرض سيد قدس سره آنست كه چنان كه فرزدق شاعر اوصاف و مناقب پدران خود را شمرد وقتى كه مفاخرت مى كرد با جرير و بعد از آن گفت كه پدران من اينهااند اى جرير ترا اين چنين پدران كجاست من نيز كلام فصيح و بليغ آن حضرت را جمع مى كنم درين كتاب و فضايل آن حضرت را در فصاحت و بلاغت مبين مى سازم و بعد از آن افتخار مى كنم به آن حضرت و تمثل مى نمايم به اين بيت و مخفى نيست كه لفظ تمثل استعاره بالكنايه است و لفظ يسوغ تخييل .

قس - و رايت كلامه عليه السلام يدور على اقطاب ثلثة

ج - قطب آن آهن را گويند كه آسيابر و داير باشد و مراد آن چيزيست كه اصل باشد نسبت به چيز ديگر و آن چيز به او باز گردد يعنى ديدم كه سخنان آن حضرت ع دايرست بر سه اصل .

قس - اولها الخطب و الاوامر و ثانيها الكتب و الرسائل و ثالثها الحكم و المواعظ ج - يعنى اول آن سه قطب خطبها و اوامر است و خطبه آنست كه مشتمل باشد بر حمد و ثناى حق تعالى و صلوات بر رسول و آل وى ص و خطبه اعم است است از وعظ . و دوم

هامش
( 1 ) سپه ( كه ) ندارد
( 2 ) آستانه : اصلى باشد بسبب چيز ديگر
( 3 ) آستانه : الموعظه ( ولى المواعظ بايد باشد چنان كه در عبده و شرح ابن ميثم آمده نسخه 7783 ورق 25 آ )
( 4 ) خطبه‌ها ( رسم الخط )
( 5 ) سپه : و خطبه‌ايست
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 78 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى