تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

و آموختند قواعد و قوانين آن را و بر مثال و نمودار آن حضرت راند سخن را هر سخنگوى خطيب يعنى پيروى و تقليد آن حضرت كردند در فصاحت و بلاغت همه خطبا و متكلمان عالم و بسخن آن حضرت استعانت و مددكارى جست هر واعظ بليغ .

قس - و مع ذلك فقد سبق و قصروا و تقدم و تاخروا

ج - يعنى با وجود اين مذكورات آن حضرت در ميدان فصاحت سبقت گرفت بر همه فصحا و ايشان همه قاصر شدند و آن حضرت مقدم شد بر همه بلغا در ساحت بلاغت و همه باز پس ماندند . مخفى نيست [ 32 آ ] كه لفظ مع ذلك درين مقام مناسب نيست زيرا كه مذكورات سابقه مستلزم تقدم و سبق آن حضرتست نه ضد آن ، فتامل .

قس - لان كلامه ع الكلام الذى عليه مسحة من الكلام الالهى و فيه عبقة من الكلام النبوى ج - مسحه جمال و اثر و علامت را گويند و او را استعمال نمى كنند الا در مدح ، عبقه بوى خوش . و اين سخن تعليل و دليل است بر جميع مقدمات سابقه يعنى جميع مقدماتى كه مذكور شد سابقا حق است بسبب آنكه سخن آن حضرت سخنى است كه ظاهرست جمال و نشانهء از كلام حضرت ملك علام و در وى ثابتست بوى خوشى از كلام حضرت رسول ص . الهى را تمام حسن و جمال گفته و از آنجا مسحه ثابت كرده براى كلام آن حضرت و كلام نبوى را تمام مسك و مانند آن گفته و عبقه از آن ثابت كرده براى كلام آن حضرت و اين استعاره است بر سبيل كنايت زيرا كه مسحه كنايتست از آن حكمت و حكم الهى كه عقل مى فهمد از كلام آن حضرت . و عبقه كنايتست از آن طريقت و حكم شرعى كه عقل درك مىكند از كلام آن حضرت و اثبات حاسه بصر و شم كه لازم مى آيد از استعاره مسحه و عبقه تخيل است و احتمال دارد كه لان

هامش
( 1 ) سپه : آن را بر وجه نمودار و نمودار آن حضرت ( خط خوردگى دارد )
( 2 ) آستانه : هر واضع
( 3 ) عبده : العلم
( 4 ) سپه : از آن حكمت الهى
( 5 ) شايد : تخييل ( استعارهء تخييليه )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 75 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى