و آموختند قواعد و قوانين آن را و بر مثال و نمودار آن حضرت راند سخن را هر سخنگوى خطيب يعنى پيروى و تقليد آن حضرت كردند در فصاحت و بلاغت همه خطبا و متكلمان عالم و بسخن آن حضرت استعانت و مددكارى جست هر واعظ بليغ .
قس - و مع ذلك فقد سبق و قصروا و تقدم و تاخروا
قس - لان كلامه ع الكلام الذى عليه مسحة من الكلام الالهى و فيه عبقة من الكلام النبوى ج - مسحه جمال و اثر و علامت را گويند و او را استعمال نمى كنند الا در مدح ، عبقه بوى خوش . و اين سخن تعليل و دليل است بر جميع مقدمات سابقه يعنى جميع مقدماتى كه مذكور شد سابقا حق است بسبب آنكه سخن آن حضرت سخنى است كه ظاهرست جمال و نشانهء از كلام حضرت ملك علام و در وى ثابتست بوى خوشى از كلام حضرت رسول ص . الهى را تمام حسن و جمال گفته و از آنجا مسحه ثابت كرده براى كلام آن حضرت و كلام نبوى را تمام مسك و مانند آن گفته و عبقه از آن ثابت كرده براى كلام آن حضرت و اين استعاره است بر سبيل كنايت زيرا كه مسحه كنايتست از آن حكمت و حكم الهى كه عقل مى فهمد از كلام آن حضرت . و عبقه كنايتست از آن طريقت و حكم شرعى كه عقل درك مىكند از كلام آن حضرت و اثبات حاسه بصر و شم كه لازم مى آيد از استعاره مسحه و عبقه تخيل است و احتمال دارد كه لان