يواقيت را از براى الفاظى كه مشتمل است بر فصاحت و كلامى كه محتويست بر حكمت » پس استعاره محسوس باشد در محسوس و وجه شبه آنست كه گذشت و مىتواند كه از قبيل لجين الماء باشد .
قس - اذ كان امير المؤمنين ع مشرع الفصاحة و موردها و منشأ البلاغة و مولدها
ج - مشرع و مورد آن جائيست كه تشنه به آنجا رود تا سيراب گردد و آب بر دارد از آنجا [ 31 ب ] مثل چشمه يا حوض يا نهر و اين نيز استعاره است و وجه شبه ظاهرست يعنى آن حضرت مورد و مشرع فصاحتست چنان كه چشمه و يا مانند آن مورد تشنگانست به جهت سيرابى آن حضرت نيز مورد خلق است به جهت تعلم و تفهم فصاحت . علامه ربانى شيخ ميثم بحرانى فرمود كه اگر بجاى مشرع مصدر مى گفت احسن و اليق بود زيرا كه مشرع و مورد مرادفند يا نزديكند بترادف بخلاف مصدر و مورد و آنكه گفت و منشأ البلاغة و مولدها يعنى آن حضرت منشأ و مولد بلاغتست يعنى بلاغت از آن حضرت ناشى شده است و اين نيز استعاره است تشبيه كرده كلام آن حضرت را بمادر و بلاغت را به فرزند در حصول .
قس - و منه عليه السلام ظهر مكنونها و عنه اخذت قوانينها و على امثلته حذاكل قائل خطيب و بكلامه استعان كل واعظ بليغ .
ج - قانون قاعده كليهايست كه دانسته شود ازو جزئيات . و بعضى گفتهاند كه معربست از سريانى و بعضى گفتهاند كه عربيست مشتق است از قن و قن بنده را گويند كه ثابت و مستاصل باشد در عبوديت و هيچ بعض از ابعاض وى آزاد نباشد . پس قانون را به جهت آن قانون گفتهاند كه مستاصل و ثابت است از شناختن جزئيات وى از وى يعنى از آن حضرت ع پيدا شد سر پوشيده فصاحت و از آن حضرت اخذ كردند