رسائل كه بجاى فرستاده باشد و از نصيحتها و پندها و از آداب . و ازين سخن معلوم شد كه آنچه سيد قدس سره جمع كرده در اين كتاب نهج البلاغه پارهايست از همه كلام آن حضرت زيرا كه گفت يحتوي على مختار كلام امير المؤمنين و اين ظاهرست [ 31 آ ] . روايتست از علامه قطب الدين راوندى رحمة اللّه عليه كه گفت از بعضى از علماى حجاز شنيدم كه گفت در مصر مجموع چندى يافتم از كلام حضرت امير المؤمنين ع در بيست مجلد و كسرى .
قس - علما ان ذلك يتضمن من عجائب البلاغة و غرائب الفصاحة و جواهر العربية و يواقيت الكم الدينية و الدنيوية ما لا يوجد مجتمعا فى كلام و لا مجموع الاطراف في كتاب ج - علما منصوبست بر آنكه مفعول له باشد از سالونى اى سالونى عالمين لعلهم و مىتواند كه مصدر باشد در موضع حال ازو و سالونى اى سالونى عالمين يعنى آن اصدقا از من طلب كردند تاليف كتابى كه محتوى باشد بر مختار كلام حضرت امير المؤمنين ع به جهت آنكه ايشان مى دانستند كه كتاب چنين متضمن خواهد بود از عجايب بلاغت و غرايب فصاحت و جواهر عربيت و يواقيت سخنان دينيه و دنياويه ، آن چيزى را كه يافت نشود همه آن در هيچ كلامى و در هيچ مجموع الاطراف در كتابى . و لفظ جواهر و يواقيت استعاره حقيقيه است از براى فصاحت الفاظ در عربيت و حكمت فاضله كه مشتمل است بر آن كلام آن حضرت . پس از قبيل استعاره محسوس است براى معقول و و وجه شبه عزت و نفاست و شرافتست زيرا كه جواهر و يواقيت را عزت و نفاست نسبت بساير احجار و فصاحت در الفاظ عربيت و حكمت فاضله را كه معنى كلام آن حضرتست عزت و نفاست و شرافت ثابتست نسبت به غير آن . و مىتواند بود كه « استعاره كرده باشد جواهر و