( چهارم ) قضايا باينگونه ضروريه ميگردند كه جهت را جزء محمول قرار دهند تا همهء قضايا ضروريه گردند ( 405 ) .
زيرا امكان براى ممكن ضرورى است . همچنانكه امتناع براى ممتنع و وجوب براى واجب ضرورى مىباشد ( 407 ) .
علاوه بر آنكه در علوم حقيقيه جز ضروريات طلب نميشود و هرچند در صورت غيرضروريه باشد . زيرا جزم حاصل نميشود مگر بقضيهايكه ضرورى باشد ( 398 ) .
بدينجهت بقيه جهتها اجزاء مطالب هستند . نه غير اجزا ( 406 ) و جهت يكى مىباشد ( 410 ) .
آيا نمىبينى كه قسمتكردن ماهيات بوجوب و امكان و امتناع تحقيقا در همهء اقسام بطور ضرورت است ( 407 ) .
و گرنه تقسيميكه مورد اتّفاق است كه همهء اقسامرا فراگرفته مختل خواهد ماند ( 409 ) .
اين مطالبرا بعقل دريافت كن ( 411 ) « * » و سخندرازيهائيرا كه جز پركردن ظروف دماغى از انديشههاى پندارى سودى ندارد از خود دور نما « * * » .
هامش
( * ) ترجمهء فافهم هذا .
( * * ) عبارت اصل در اينمورد بدون اشتباه نيست و ترجمه تقريبى مىباشد . عبارت اين است « ودع عنك الاطنابات التى لا فائدة فيها سوا افراغ اوعية الدماغ عن وساوس الخيالات » .