هميشگى نيست . بلكه با بقاء ذات همراه است ( 340 ) .
و يا ضرورت مقيد است بوجود صفتى يا بدوام صفتى و آن مشروطهء عامه است ( 343 ) .
و يا ضرورت در وقت معينى است كه وقتيهء مطلقه مىباشد ( 344 ) و در وقت مبهم منتشرهء مطلقه خواهد بود ( 345 ) .
و اگر در قضيه بدوام نسبت ما دامى كه ذات باقى بماند حكم شده باشد دائمهء مطلقه است ( 351 ) .
و يا مقيد است باينكه تا وصف باقى باشد . اين قضيه عرفيهء عامه است ( 352 ) .
و اگر در قضيه بسلب ضرورت طرف مقابل نسبت ، حكم شده باشد ؛ ممكنهء عامه است ( 353 ) .
بسا مىشود كه بعضى از اين بسائط مقيد گرديده و مركب ميشوند ( 355 ) يا به لادوام ذاتى مقيد شدهاند . مانند دو قضيهء عامّه كه دو خاصّه ناميده ميشوند ( 362 الى 364 ) .
و دو وقتيهء مطلقه كه لفظ اطلاق از جهت تقييد براى نامگذارى حذف گرديده است ( 365 الى 367 ) .
و مطلقهء عامّه در صورتى كه مقيد گردد وجوديهء لادائمه ناميده مىشود ( 368 ) .
و يا مثل لادائمه هرگاه مطلقه نيز به لاضرورت ذاتيه مقيّد گرديده باشد وجوديه لاضروريه نامدارد ( 369 ) .
و يا به لاضرورت جانب موافق مقيّد شده است . مثل ممكنهء عامّه
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٦٣