تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
كه ممكنهء خاصّه ناميده مىشود ( 370 ) . زيرا قيد لادوام و لاضرورت اشاره بمطلقهء عامّه ( 359 ) و ممكنهء عامّه است ( 360 ) بطوريكه در كيف برعكس قضيه‌اى باشند كه به اين دو مقيّد شده است ( 361 ) .

لمعهء ( 2 ) امكان عام مقابل ممتنع است ( 371 )

. از اينجهت واجب نيز در آن داخل است ( 372 ) . خواص از منطقيها مفاهيم را بر سه قسم يافته‌اند . آنكه وجودش ضرورى . و آنكه عدمش ضرورى است . و قسم ديگرى هست كه وجود و عدمش هيچيك ضرورى نيستند . و از اينجهت آن را باسم امكان اختصاص داده‌اند ( 377 ) . بنابراين نزد پيشينيان قسمت دوتائى مىباشد : و آن ممكن و ممتنع است ( 374 ) . و نزد آنان قسمت سه‌تائى است كه همان دوتاى نامبرده باضافهء واجب است ( 375 ) . امكان عام بر دو طرف خاص صادق است . زيرا غيرممتنع بر طرف ايجاب و سلب آن صدق مىكند ( 376 ) . امكان معانى ديگريهم دارد كه از جهت بىنيازى آنها را انداختيم ( 378 الى 381 ) . كسى كه گمان دارد كه شرط ممكن واقع نشدن آن است . زيرا وجود ممكن را بوجوب مىرساند ( 384 ) چنين كسى ندانسته است كه اگر چنين باشد عدم نيز ممكن را بامتناع مىرساند . و اگر عدم