ضرر نرساند وجود هم ضرر نخواهد رسانيد ( 385 ) .
بلكه ممكن باعتبار ماهيت هميشه ممكن است . و هريك از ضرورى شدن عدم يا ضرورت وجود براى ممكن بسبب غير است ( 382 ) و جهات اصلى همين سهتا هستند ( 386 ) .
لمعهء اشراقى ( 3 ) امتياز بين قضايا بعوارض است نه بفصول
( 387 و 395 ) تا بازگشت همهء قضايا بموجبهء كليهء حمليهء ضروريه باشد ( الى 394 ) .
( اولى ) كه موجبه شدن قضايا است بمعدوله گرديدن آن است ( 400 ) .
( دومى ) كه كلى شدن است بفرض نمودن عنوان كلى براى موضوع است ( 402 ) .
و در علوم حقيقيه از امور شخصى گفتگو نميشود . زيرا بر امور جزئى برهان اقامه نميگردد ( 399 ) و حالت پارهاى از ماهيت بطور اهمال و بدون تعيين آن پاره بدست نمىآيد ( 397 ) .
بدينجهت قضيهايكه مورد استفاده باشد باقى نميماند بجز قضيهء كلّيّه .
( سومى ) كه حمليه شدن قضايا باشد به آنست كه شرطيه بحمليه قلب گردد . باينكه تصريح بلزوم يا عناد قضيه نمايند ( 404 ) .
زيرا قضاياى شرطيه در حقيقت حمليه ميباشند كه حكم صريح حمليه را انداختهاند و بوسيلهء ادات اتصال يا انفصال متصله و منفصله گرديده است ( 390 ) .