تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

( اشراق چهارم ) * ( در جهات قضايا و تصرفاتى است كه در آنها مىشود 310 ) *

لمعهء ( 1 ) نسبت داشتن هرمحمولى بموضوع خود از وجوب و امكان يا امتناع خالى نيست ( 312 )

. اينها مادهء قضيه هستند ( 313 ) . گاهى در قضيهء لفظى به آنها تصريح شده است . و موجهه ناميده مىشود ( 316 ) . لفظيكه ماده قضيه را بيان مىكند جهت قضيه است . چه مطابق با ماده باشد يا نباشد ( 317 ) . اطلاق عام مقابل با ذكر جهت است ( 327 ) و بنحو تقابل عدم و ملكه با آن برابرى دارد ( 326 ) . زيرا نسبت اطلاق با توجيه مثل نسبت اهمال با بيان كميّت است ( 324 - 325 ) . در قضيه موجهه اگر بضرورت نسبت محمول بموضوع حكم شده باشد بدون شرط زائدى ، قضيه ضروريهء مطلقه خواهد بود ( 336 ) . چه ضرورت ازليّه باشد . مثل آنكه بگوئيم خدا بطور ضرورت قيوم است ( 337 ) . يا ضرورت ذاتيه باشد كه مقيد است بماداميكه ذات باقى بماند ( 338 ) . مثل گفتار ما : انسان حيوان است . زيرا ضرورت اين قضيه