تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
نتيجه را ذكر كنند تا بطلان نقيض نتيجه ثابت و اصل بواسطهء بطلان نقيض ثابت گردد . مغالطه در خلف به اين طريق حاصل مىشود كه چيزى علت كذب نباشد و آن را بجاى علت كذب قرار دهند ، مثال ، دليل تمانع را كه براى اثبات توحيد آورده و گفته‌اند : اگر دو إله وجود داشته باشد يكى از سه محظور لازم مىآيد ، يا هردو عاجزند ، و يا يكى از آن دو عاجز است ، و يا اجتماع نقيضين و اجتماع ضدين لازم مىآيد ، و چون اين لوازم باطل است تعدد إله باطل و توحيد ثابت خواهد بود . در اين استدلال از اين جهت مغالطه به عمل آمده است كه علت حكم به حصول عجز يا اجتماع ضدين و نقيضين تنها تعدد وجود إله نيست بلكه علت حكم تعدد إله و اختلاف ارادهء آنها مىباشد ، زيرا اگر يكى مثلا ارادهء ايجاد فلان حادثه و ديگرى ارادهء عدم آن حادثه را بنمايد عجز و يا اجتماع ضدين لازم مىآيد لكن اگر دو إله وجود داشته باشد و اختلاف اراده نداشته باشند تالى فاسدى بوجود نمىآيد . ( 1101 ) قطب الدين شيرازى در شرح حكمت الاشراق « 1 » گفته است شيخ اشراق در تلويحات وضع ما ليس به علت را ببرهان خلف اختصاص داده است ليكن از تقسيم مغالطه برمىآيد كه اختصاص به خلف ندارد « 2 »
هامش
( 1 ) ص 151 ( 2 ) تقسيم مزبور آن است كه گفته‌اند : مغالطه در قياس يا مربوط به تركيب مقدمات است و نظرى به نتيجه نيست و آن دو قسم اول يعنى اتحاد اجزاء و سوءتأليف است ، و اگر مغالطه از تركيب مقدمات نسبت به نتيجه باشد دو قسم ديگر مغالطه خواهد بود ، كه مصادره و وضع ما ليس به علت است . -