تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
به اين جهت مصنف كتاب ما به توضيح برهان و مغالطه اكتفا نموده و از شرح و بيان سه قسم ديگر خوددارى كرده است و ما براى تكميل كار خود سه قسم ديگر را هم بطور اختصار بيان مىكنيم .

تعريف جدل

( 1109 ) جدل سخنانى است كه بطور اعتراض براى گرفتن اعتراف از ديگرى به مطلب حقى يا باطلى و براى بازگشت دادن طرف را از عقيدهء خود انشاء مىشود ، و پس از ردوبدل شدن سؤال و جواب مخاطب را الزام به اعتراف و وادار بقبول و جزم مىنمايد ، بنابراين نتيجه‌اى كه از جدل در نظر گرفته مىشود اعتراف جازم بقضيه‌اى است كه درواقع گاهى حق و گاهى باطل است . ( 1110 ) بخلاف بيشتر اقسام سخنورى كه از يك طرف است مجادله دوطرفه مىباشد و به صورت سؤال و جواب واقع ميگردد . ( 1111 ) اساس و پايه مجادله بيشتر بر آن است كه دو طرف مجادله و بخصوص ابتداءكننده در نظر دارد كه بين سخنان طرف ديگر مناقضه ايجاد كند و مطالبى را كه خود او قبول دارد وسيلهء ابطال سخنان ديگرش قرار دهد به اين جهت هريك از دو طرف سعى دارد كه تناقضى در كلامش پديد نيايد ، يا اگر تناقضى وجود دارد طرف ديگر را از توجه به آن اغفال كند تا حربه‌اى بدست طرف نيفتد .

مطلوب اصلى و غرض از مجادله

( 1112 ) هريك از دو طرف مجادله نتيجه و غرض مخصوصى در نظر دارد ، هدف شخص اول كه ابتداكنندهء بكلام است آنست كه