ظاهرى و كوتاهكردن زبان مخاطب است و مغالطه براى جزم و تصديق قلبى از طريق باطل به كار ميرود ، و با برهان اين تفاوترا دارد كه برهان براى تحصيل جزم بقضيهء راست و از طريق درست مىباشد و مغالطه براى تحصيل جزم بقضيه راست يا دروغ از طريق نادرست مىباشد .
( 1076 ) برهان متكى بر حقبينى و حقيقتنمائى و مغالطه بر جلوه دادن و نماياندن باطل را به صورت حق است ، بنابراين مغالطه در ظاهر به نظر استدلالكننده نوع خاصّى از دليل نيست ، زيرا بعنوان برهان يا جدل به كار ميرود .
اقسام مغالطه
( 1077 ) مغالطه از دو جهت قسمتپذير است ، يكى از جهت نوع ماده كه بواسطهء آن به برهان يا جدل مشابهت يافته است ، و ديگرى از جهت نوع فساد و تزويرى كه در ماده يا صورت يا هردو به عمل آمده و بواسطهء آن فساد و تزوير مشابهت به برهان و جدل حاصل شده است .
مغالطه از جهت تقسيم اول بر دو قسم است : سفسطه و مشاغبه .
( 1078 ) سفسطه قسمى از مغالطه است كه بواسطهء عللى كه ذكر مىشود شباهت به برهان حاصل نموده و بجاى برهان به كار برده شده است .
سفسطى كسى است كه متظاهر به حقيقتبينى و حقيقتجوئى است و ميخواهد خود را در نظر مردم حقيقتياب و حكيم جلوه دهد و مردم او را فيلسوف و حقيقتشناس بدانند ، در صورتى كه هيچگونه نظرى