به حقيقت و واقع ندارد و پابند جلبتوجه مردم است و طلب شخصيت و معروفيت مىكند ، و چون دور از حكمت و معرفت به حقيقت است براى اغفال مردم متوسل به سفسطه مىشود و يا خود او نيز گمراه است « 1 »
مشاغبه
( 1079 ) مشاغبه نيز قسمى از مغالطه است كه مبنى بر شهرت قضيه نزد مخاطب و يا مبنى بر تسليم مخاطب است در صورتى كه مخاطب در حقيقت به مقدمات دليل تسليم نشده است و آنها را مشهور نميداند و بواسطهء مشابهت مقدمات دليل به تسليميات مخاطب ؛ آن را بجاى جدل به كار مىبرند .
كسى كه مشاغبه مىكند در مقام فهم مقاصد ديگران گمان ميبرد كه آنان قضيهاى را مشهور ميدانند و يا به مفاد آن تسليم شدهاند و احكام ديگرى از قضايائى كه پيش آنان مشهور و مسلم پنداشته استنتاج مىكند ، در صورتى كه امر بر او مشتبه گرديده و آن قضايا پيش آنها مشهور و مسلم نيست ، و نيز در مقام گفتگو با مردم حيله ساخته و قضايائى را كه پيش آنان مسلم نيست برخ آنها چنين ميكشد كه مشهور و مسلم ميدانند و بطور اغفال و تيزدستى مطلبى را به ايشان مىبندد و نتيجهاى بر ايشان ثابت مىكند و اين عمل در ظاهر شبيه به جدل است در صورتى كه مادهء جدل يعنى مسلميات نزد مخاطب ، در آن موجود نيست .
هامش
( 1 ) تعليقات مؤلف بر شرح حكمت الاشراق ص 136 نقل از شفا