كردن يا نمودار شدن استدلال ظاهر صحيح بجاى صحيح ، و گول خوردن يا گول زدن در تصديق به مفاد قضيهاى است .
مغالطه شبيه به آن است كه در امور مادى جنس بىقيمت يا كم بهاء فاسدى بواسطه ظاهر ساختگى بجاى جنس پرقيمت سالمى نمودار گردد ، مانند مس اندوده به طلا يا طلاى غشدار يا برنج صيقلى كه بواسطهء مشابهت ظاهرى ، طلاى خالص وانمود گردد .
( 1072 ) مغالطه جلوه يافتن يا جلوه دادن دليل فاسد بجاى غيرفاسد است ، در مغالطه لازم نيست كه نتيجه دروغ باشد زيرا ممكن است قضيه راستى از مقدمات دروغ يا از مقدمات راست و تركيب غير صحيح نتيجه گرفته شود و يا مقدمات راست و با صحت تركيب باشد ليكن مطلوب ديگريرا ادا كند و قضيهء ديگريرا بجاى نتيجهء حقيقى بياورند ، در همهء موارد مزبور مغالطه شده است بنابراين هرگاه قضيهء صادق از دليل كاذب ثابت گردد آن هم نوعى از مغالطه است .
( 1073 ) مغالطه نسبت به كسى كه گول خورده و حق را نشناخته و باطلى را حقيقت پنداشته است غلط و خود شخص را غلطكار مىنامند و نسبت به ديگران كه اغفال ميشوند مغالطه و كسى كه دليل فاسد را براى ديگران حق جلوه ميدهد مغالط يعنى مغالطهكننده نامدارد .
( 1074 ) مغالطه بدون ظاهر ساختگى دليل و مشابهت به حق يافت نميشود ، زيرا تا عيب دليل پوشيده نبوده و تدليس در كار نباشد نقيض فرضيهاى را رواج نميدهد و موجب جزم بصدق قضيهاى نميشود .
( 1075 ) تفاوت مغالطه با جدل آن است كه جدل براى اقناع
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 658
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٦٥٨