خواهد شد ، و اگر از اول به اين عنوان بر اصغر حمل شود كه مجموع ماهيت و حدّ آن است مصادره بر مطلوب خواهد بود ، زيرا مطلوب ثابت اول را مقدمه براى اثبات خود قرار دادهايم .
مثال براى فرض دوم : هرگاه گفته شود انسان حيوان است ؛ و هرحيوانى جسم است ، پس انسان جسم است در اين مثال از اينكه جسميت بتوسط حيوان براى انسان ثابت شده است لازم نمىآيد كه حدّ انسان باشد ، زيرا جسميت اعم از انسان است و حدّ او نيست .
( 1062 ) حدّ را بوسيلهء ضد محدود نميتوان بدست آورد ؛ زيرا هيچيك اولويتى بر ديگرى ندارد كه واسطهء در تعريف ديگرى گردد ، و اگر هريك واسطه در تعريف ديگرى قرار گيرند دور لازم مىآيد .
( 1062 / 2 ) علاوه بر آنكه همهچيز ضدى ندارد تا بوسيلهء ضد خود معرفى گردد ، و علاوه بر همه واسطه در برهان تعريف بايستى بر اصغر كه محدود است حمل شود و حال آنكه ضد هيچچيز بر ضد ديگر قابل حمل نيست .
( 1063 ) استقراء حد چيزيرا نتيجه نميدهد ، زيرا در استقراء اشخاص آزمايش ميشوند و حال آنكه جزئيات غيرمحدودند و استقراء تام ممكن نيست .
( 1064 ) بنابراين راه بدست آوردن حد تحليل و تركيب است ، به اينكه يكايك صفاتيكه در محدود ملاحظه مىشود از يكديگر جدا سازيم و همه را جمعآورى نموده و در آنها دقت به عمل آوريم ،
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 654
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٦٥٤