موجود است كه در بعضى از مسائل با يكديگر شريكند ؛ مانند علم طب و علم اخلاق كه موضوع يكى بدن انسان از جهت صحت و بيمارى مزاج است و موضوع اخلاق قواى نفسانى از جهت ملكات و حالات نفسانى مىباشد و اين دو علم در بعضى از مسائل با يكديگر شريكاند و مناسبت آنها از اينجهت است .
( 1044 ) ( سوم ) هرگاه موضوع دو علم يك چيز باشد و به حسب قيود مختلف و جهات متعدد موضوع دو علم قرار گرفته باشند بين آن دو علم مناسبتى حاصل است مانند بدن انسان كه از جهتى موضوع علم تشريح و از جهتى موضوع علم وظايف الأعضاء و از جهتى موضوع علم طب و اينها علوم متناسبه ميباشند .
علوم متبائنه
( 1045 ) هرگاه بين موضوع دو علم هيچيك از مناسبتهاى ذاتى و عرضى كه ذكر شد وجود نداشته باشد و مسائل مشتركهاى هم بين آنها نباشد آن دو علم از هرجهت متباين هستند ، مانند علم طبيعى و علم حساب ، هرچند امروزه بسيارى از مسائل علم طبيعى بطريق رياضى حل شده و متكى بر علوم رياضى مىباشد و ميتوان گفت فعلا ايندو علم متباين نبوده و متناسب ميباشند .
مصنف كتاب ما نامى از علوم متناسبه نبرده است و علومى كه با يكديگر متداخل نيستند همه را متباين محسوب داشته است ، و از علوم متداخل نيز بذكر قسم اول و چهارم اكتفا نموده است .