تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
بين آنها عموم و خصوص حقيقى است ، و علم سافل مندرج تحت عام و جزء علم عام مىباشد و خصوصيت مندرج بودن و جزء بودن هردو در اين مورد جمع شده است ؛ مانند علم هندسه و علم مجسمات ( مكعبات ) كه موضوع اولى مقدار و موضوع دومى مجسمات است كه يكى از انواع مندرجهء در مقدار مىباشد . ( 1039 ) ( دوم ) آنكه نسبت عموم و خصوص بين موضوع دو علم در يك امر عرضى باشد ، موضوع علم عالى نوع مطلق و موضوع علم سافل نوع مقيد باشد در اينجا اختلاف آنها در يك قيد عرضى مىباشد و نسبت بين آنها عموم و خصوص غيرحقيقى است ؛ مانند كره كه بطور اطلاق موضوع يك علم است و كرهء متحركه از جهت قيد حركت موضوع علم ديگرى است و آنها دو علم ( متداخل ) هستند . ( سوم ) موردى است كه موضوع علم عالى عرض عام براى موضوع سافل باشد . مثل علم فلسفه و علم هندسه كه موضوع اولى وجود و موضوع دوم مقدار است و وجود ؛ نسبت به مقدار عرض عام است . در دو صورت اخير علم سافل تحت عالى هست ولى جزء آن نمىباشد . ( 1040 ) ( چهارم ) آنكه موضوع دو علم دو امر متعدد و دو نوع مختلف باشد و موضوع علم سافل موصوف و مقترن بعرض ذاتى موضوع علم عالى گرديده باشد در اين صورت با آنكه موضوع علم اخص از جهت ذات مناسبتى با موضوع علم اعم ندارد علم اخص هم مندرج در علم اعم است و علاوه بر آن جزء اعم نيز مىباشد و اجتماع اين دو