تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
نمىآيد كه همه حيوانها ناطق باشند ، بلكه لازم است كه بعضى ناطق باشند . به همين جهت ميتوانيم صغرى را معكوس نمائيم تا به شكل اول برگشته و بگوئيم : بعضى از حيوانها انسان هستند . و نتيجه با شكل سوم يكى خواهد بود . از مجموع قياس شكل سوم رويهم رفته لازم مىآيد كه دو محمول كه هردو بر اوسط حمل شده‌اند ( و هردو ايجابى يا يكى ايجابى و ديگرى سلبى است ) در يك موضوع شريك باشند و از شركت فى الجمله آنها در يك موضوع ثابت مىشود كه خود آن دو محمول نيز با يكديگر تلاقى و برخورد دارند و لازمه اين برخورد آنست كه بر يكديگر حمل يا يكى از ديگرى سلب شود . ليكن نتيجه آنها نه سلب كلى و نه ايجاب كلى است . و با اين بيان معلوم شد كه نتيجه شكل سوم هميشه جزئى مىباشد . در سه ضرب از آن موجبه جزئيه و در سه صورت سالبه جزئيه است « 1 »

همه ضربها در همهء اشكال بضرب اول از شكل اول بازگشت مينمايند

( 723 ) در گذشته‌ها بيان شد كه بنا بمذهب اشراق بازگشت همهء قضاياى سالبه و جزئيه و ممكنه بموجبه كليه ضروريه است . در باب قياس نيز ذوق اشراق همين روشرا پيشه ساخته و ضربهاى مختلف همه اشكال را بضرب اول از شكل اول بازگشت ميدهد . به اين طريق كه صغرى و
هامش
( 1 ) تعليقات مصنف بر شرح حكمت الاشراق ص 109 و متن حكمت الاشراق ص 113 و تعليقات مير سيد شريف بر شرح شمسيه ص 145