كليه باشد . در اينجا نيز اجراى دليل افتراض با دو مورد قبل اختلاف دارد كه با ذكر مثال توضيح داده مىشود .
مثال اصل ضرب چهارم
بعضى از حيوانها انسان هستند . هيچ حيوانى سنگ نيست . نتيجهء حاصله : بعضى از انسانها سنگ نيستند .
در اين ضرب قياس افتراض بسيار ساده و بعد از افتراض با يك قياس به مقصود ميرسيم .
قياس معادل
هرنويسندهاى انسان است . هيچ نويسندهاى سنگ نيست .
قياس افتراض
« صغرى كه معكوس صغراى قياس معادل است » : بعضى از انسانها نويسندهاند .
« كبرى كه عين كبراى قياس معادل است » : هيچ نويسندهاى سنگ نيست .
نتيجه حاصله : بعضى از انسانها سنگ نيستند . اين نتيجه مساوى با نتيجه قياس اصل است .
اثبات اينكه هريك از اشكال چهارگانه نوع خاصى از محصوراترا نتيجه ميدهند
( 719 ) خلاصه مفاد و مؤدّاى هريك از اشكال به خود آن شكل اختصاص دارد . و مؤداى هرشكلى غير از مؤداى ديگرى مىباشد . مفاد