روى داده زيرا دليل عكس صغرى را به سهتاى اول و ضرب پنجم و عكس كبرى را مربوط به چهارم دانسته در صورتى كه با تقسيمى كه براى ضروب ششگانه آورده بود و با ترتيب اوتار و اشفاع كه ذكر كرده بود و مطابق بيان او در فهرست تنظيم گرديده وفق نميدهد .
دليل افتراض
( 715 ) اين دليل در ضربهائى اجرا مىشود كه يكى از دو مقدمهاش موجبهء جزئيه باشد تا بوسيله افتراض آن را بدل بكلّى نمائيم و با ملاحظه اين شرط در سه ضرب از اين شكل تشكيل ميگردد و در هريك از آنها با دستور مخصوصى اجرا مىشود .
مورد اول . در جائى است كه صغرى موجبهء جزئيه و كبرى موجبهء كليه باشد .
مثال ضرب سوم اين شكل
اصل : بعضى از حيوانها انسان هستند . هرحيوانى رونده است .
نتيجه ميدهد : بعضى از انسانها روندهاند .
براى ثابتكردن صحت انتاج اين ضرب ابتداء به افتراض ميپردازيم يعنى عنوان و صفتى براى موضوع صغرى كه جزئى است مىيابيم تا بعض غيرمعين را معين نموده و قضيهء جزئى را به صورت كلى درآوريم . و آن صفترا بموضوع كبرى نيز سرايت ميدهيم مثلا عنوان نويسندگى را انتخاب مينمائيم و پس از تبديل عنوان قياس ديگرى تشكيل ميدهيم كه معادل با قياس اصل است .