( دوم ) آنكه موجبهء ممكنه عكس داشته و بممكنهء عامه منعكس مىشود ولى سالبه عكس ندارد .
( سوم ) موجبه و سالبهء ممكنه هردو عكس دارند .
( چهارم ) ممكنهء عامه و خاصه به مثل خود منعكس ميشوند .
از همه مهمتر دو رأى است : يكى آنكه ممكنه هيچ عكس ندارد .
و ديگرى آنكه موجبهء ممكنه عكس دارد و سالبه عكس ندارد . و توضيح مسئله محتاج بذكر مقدمهايست :
مسلم است كه موضوع قضيه تحت عنوان و بواسطهء صفت معينى موضوع قضيه واقع مىشود بنابراين قضيه داراى دو عقد است : يكى عقد الوضع كه جنبهء تقييدى و توصيفى دارد . و ديگرى عقد الحمل .
و اين مسئله در محصورات توضيح داده شد .
عكس در قضيه آنست كه عقد الحمل را به عقد الوضع و عقد الوضع را به عقد الحمل بدل كنند .
( 503 ) منشأ اختلاف در انعكاس ممكنه آنست كه آيا عنوان موضوع بايد بفعليت برسد تا بتوانيم امكان ثبوت محمول را برايش ثابت كنيم يا صرف امكان تحقق عنوان براى صدق حكم امكانى كافى مىباشد ولو آنكه اصلا تحقق پيدا نكند .
بعبارت ديگر عقد الوضع و عقد الحمل در فعليت و امكان بايستى اختلاف داشته باشند ؟ يا جايز است كه هردو بطور امكان و بدون فعليت يا با فعليت باشند .
آنهائيكه فعليت را شرط دانستهاند گفتهاند ممكنه قابل انعكاس
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٨١