و اخص لازم اعم نميباشد . و نيز ممكن است قضيهء ممكنه هيچگاه بفعليت نرسد تا ممكنه بمطلقه مبدل گردد .
( 507 ) مثلا هرگاه بگوئيم لباس زيد ممكن است سفيد باشد .
بنابراين عقيده معنى قضيه اين خواهد بود : هر چيزى كه در قسمتى از مدت زندگانى زيد فعليت ملبوسيت او را پيدا كند ممكن است سفيد باشد .
اين امكان اعم از وقوع است و دو صورت دارد يكى آنكه زيد ولو يكبار در تمام مدت عمر لباس سفيد بپوشد و در اين صورت امكان بفعليت و وقوع رسيده و قضيه قابل انعكاس گرديده است . زيرا محمول صلاحيت پيدا كرده است كه موضوع ممكنه گردد . ليكن با فرض ديگر كه در تمام مدت عمر حتى يكبار هم لباس سفيد نپوشد اين امكان بفعليت نرسيده و محمول واجد شرطى نيست كه بتواند موضوع ممكنه قرار گيرد .
( 508 ) بعلاوه عقد الوضع كه فعليت داشته در عكس بدل به عقد الحمل ميگردد و قضيهء ممكنه منعكس بمطلقهء عامه مىشود و با فرض اينكه امكان به فعليت نرسيده باشد . سلب شىء از نفس و محال لازم مىآيد . زيرا معلوم شد كه معنى اينكه ميگوئيم لباس زيد ممكن است سفيد باشد . بنابر اينكه فعليت عنوان را شرط موضوع ممكنه بدانيم . معنى قضيه اين خواهد بود : هر چيزى كه در قسمتى از مدت زندگانى زيد لباس او گردد ممكن است سفيد باشد . و عكس اين قضيه چنين است :
بعضى از چيزهائى كه ممكن است سفيد باشد در يكى از زمانهاى زندگانى زيد ملبوس او خواهد بود .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٨٣