افراد موضوع با محمول متحد نبوده و با آن مباينت دارد و لازمهء اين مباينت جزئى آن نيست كه بعضى از افراد محمول نيز با موضوع مباينت داشته باشند تا عكس آن نيز صادق باشد همچنانكه هرگاه موضوع اصل از محمول اعم باشد . اصل صادق و عكس آن كاذبست .
مثلا هرگاه بگوئيم : بعضى حيوانها انسان نيستند اين قضيه صادق است و عكس آنكه بگوئيم : بعضى انسانها حيوان نيستند كاذب است .
بنابراين نميتوانيم براى عكس سالبه جزئيه قاعده كلى برقرار نمائيم جز آنكه بگوئيم سالبهء جزئيه عكس لازم الصدق ندارد يعنى بر صدق عكس خود دلالت التزامى نميكند .
بعضى گفتهاند اگر قضيه سالبه جزئيه موجهه باشد مشروطهء خاصه و عرفيه خاصه بعرفيهء خاصه منعكس ميشوند و مثال آنها در موجهات خواهد آمد .
( 479 ) سالبه جزئيهء شرطيه نيز قابل انعكاس نميباشد زيرا ممكن است در قضيهء اصل ، مقدم از تالى اعم باشد و عكس صادق نخواهد بود .
مثلا اگر بگوئيم گاهى اگر خانه گرم باشد ، آتش در آنجا وجود ندارد . اين قضيه صادق است زيرا ممكن است گرمى خانه از غير آتش حاصل شده باشد . ليكن عكس اين قضيه كه بگوئيم : گاهى اگر آتش در خانه موجود باشد گرمى در آنجا نيست . اين قضيه كاذبست زيرا وجود آتش بدون گرمى ممكن نيست .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٦٧