تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨

كميت افراد موضوع در موجبهء كليه

( 480 ) قضيهء موجبه چه كلى يا جزئى عكس آن جزئى مىباشد . زيرا بيان شد كه كلى يا جزئى بودن قضيه تابع نسبت ما بين موضوع و محمول است . و موجبهء كليه در جائى تشكيل مىشود كه موضوع و محمول مساوى و يا موضوع اخص از محمول باشد و در صورت دوم كه موضوع اخص از محمول است هرگاه قضيه را عكس نموده و موضوع را بدل بمحمول كنيم نسبت ما بين آنها نيز معكوس مىشود يعنى موضوع اعم از محمول خواهد گرديد و در اين صورت محمول فقط با بعضى از افراد موضوع متحد است و به اين جهت قضيهء كلى بدل بجزئى خواهد گرديد . ( 481 ) اما در آن جائى كه موضوع و محمول با يكديگر مساوى باشند در اصل و عكس نسبت بيك حال است و در هردو جا قضيه كليه صادق است ليكن تشخيص اينكه موضوع و محمول مساوى يا محمول اعم از موضوع است از مفاد قضيه خارج است زيرا صدق موجبهء كليه با مساوى بودن آنها ملازمه نداشته و بطور التزام دلالت بر صدق كلى عكس ندارد . به اين جهت قانون كلّى در موجبه آنست كه بگوئيم عكس لازم الصدق موجبه چه كلى يا جزئى باشد موجبهء جزئيه است .

كميت افراد در عكس موجبهء جزئيه

( 482 ) معلوم شد كه عكس موجبهء جزئيه نيز جزئيه است . زيرا قضيه موجبهء جزئيه در دو مورد تشكيل مىشود : - 23 -