كميت افراد موضوع در موجبهء كليه
( 480 ) قضيهء موجبه چه كلى يا جزئى عكس آن جزئى مىباشد .
زيرا بيان شد كه كلى يا جزئى بودن قضيه تابع نسبت ما بين موضوع و محمول است . و موجبهء كليه در جائى تشكيل مىشود كه موضوع و محمول مساوى و يا موضوع اخص از محمول باشد و در صورت دوم كه موضوع اخص از محمول است هرگاه قضيه را عكس نموده و موضوع را بدل بمحمول كنيم نسبت ما بين آنها نيز معكوس مىشود يعنى موضوع اعم از محمول خواهد گرديد و در اين صورت محمول فقط با بعضى از افراد موضوع متحد است و به اين جهت قضيهء كلى بدل بجزئى خواهد گرديد .
( 481 ) اما در آن جائى كه موضوع و محمول با يكديگر مساوى باشند در اصل و عكس نسبت بيك حال است و در هردو جا قضيه كليه صادق است ليكن تشخيص اينكه موضوع و محمول مساوى يا محمول اعم از موضوع است از مفاد قضيه خارج است زيرا صدق موجبهء كليه با مساوى بودن آنها ملازمه نداشته و بطور التزام دلالت بر صدق كلى عكس ندارد .
به اين جهت قانون كلّى در موجبه آنست كه بگوئيم عكس لازم الصدق موجبه چه كلى يا جزئى باشد موجبهء جزئيه است .
كميت افراد در عكس موجبهء جزئيه
( 482 ) معلوم شد كه عكس موجبهء جزئيه نيز جزئيه است .
زيرا قضيه موجبهء جزئيه در دو مورد تشكيل مىشود :
- 23 -