عكس در قضاياى شرطيه
( 483 ) عكس قضاياى شرطيه چنين بدست مىآيد كه اجزاء يعنى مقدم و تالى آن را به يكديگر مبدل سازيم . و كلى و جزئى بودن آن ( كه از جهت دوام و استمرار و عدم استمرار حكم است ) در موجبه و سالبه با حمليه يكى است .
( 483 / 2 ) شرطيهء منفصله عكس ندارد . زيرا ترتيب طبيعى در تقدم و تأخر اجزاء ندارد و مفاد عكس با اصل يكى مىباشد زيرا مفاد منفصله حكم بعناد بين دو جزء قضيه است و هريك از اجزاء مقدم يا مؤخر ذكر شوند تغييرى در حكم پديد نيامده و عكس بدون فائده است .
( 484 )
مثالهائى براى عكس در قضاياى موجبه و سالبه
موجبهء كليه ( اصل ) : هر انسانى حيوان است ، ( عكس ) بعضى حيوانها انسان هستند .
موجبهء جزئيه ( اصل ) : بعضى انسانها سفيدپوست هستند ، ( عكس ) بعضى سفيدپوستها انسان هستند .
سالبهء كليه : ( اصل ) هيچ انسانى سنگ نيست ، ( عكس ) هيچ سنگى انسان نيست .
سالبهء جزئيه : بعضى انسانها سفيدپوست نيستند ، عكس ندارد .
شرطيه متصله كلّيه ( اصل ) : هرگاه آفتاب برآيد روز موجود است ( عكس ) گاهى مىشود كه روز موجود بوده پس آفتاب بر آمده باشد .