تعريف عكس
( 474 ) عكس قضيهء لفظيه يا ذهنيه تبديل دو جزء قضيه است به اينكه محمول را موضوع و موضوع را بدل بمحمول كنند بطوريكه در كيف يكسان بوده و در صورتى كه اصل صادق بوده است عكس نيز صادق باشد ليكن بقاء كذب شرط نيست . زيرا در بعضى از موارد اتفاق مىافتد كه اصل قضيه كاذب و عكسش صادق است و اين در موردى است كه موضوع از محمول اعم بوده و قضيه موجبه باشد مثل : ( هر حيوانى انسان است ) اين قضيه كاذبست و عكس آنكه اين قضيه است :
( بعضى از انسانها حيوانند ) صادق است .
بنابراين در عكس بقاء صدق شرط است ليكن بقاء كذب شرط نيست و به همين سبب در تعريف عكس بقاء صدق را آورده و بقاء كذب را نياوردهاند .
سبب اختلاف كميت در عكس قضايا
( 475 ) در اول اين مبحث بيان شد كه نسبت بين موضوع و محمول در قضايا مختلف است گاهى موضوع اعم از محمول و گاهى به عكس و گاهى مساوى ميباشند و در قضاياى سالبه گاهى بين آنها تباين كلى و گاهى فى الجمله است و كميّت موضوع قضيه تابع نسبت ما بين موضوع و محمول است زيرا اگر محمول اعم از موضوع باشد قضيه كليه و چنانچه موضوع اعم از محمول باشد قضيه جزئيه خواهد بود . و با تبديل موضوع