نقيض جزئى بايستى كلى باشد و دو قضيهء كلى در جائى كه محمول اخص از موضوع باشد نه بطور سلب صادق است و نه ايجاب ، به اين جهت با اصل در كذب جمع ميشوند .
ليكن وقتى نقيض محمول آنها را به حال افراد گرفته و بر موضوع بطور ترديد حمل كنيم قضيهء حمليه به حال جزئى باقيمانده و صادق خواهد بود .
اشكاليكه در اينجا پيش مىآيد ، آنست كه چهطور ممكن است اصل و نقيض هردو جزئى بوده و اختلاف در كم كه شرط تناقض است در آنها منظور نشده باشد .
جواب اين اشكال آنست كه هرچند حمليه از جهت كميّت افراد جزئى است ليكن اين حمليه در قوه شرطيه منفصله است و كليت شرطيه از جهت استمرار حكم است و به اين جهت در حقيقت تناقض بين دو شرطيه به عمل آمده زيرا اصل در قوهء آنست كه گفته شود : بعضى از جسمها اگر حيوان باشند هميشه حيوان نيستند . و بعضى جسمها يا ممكن است حيوان نبوده و يا در يك وقتى حيوانند .
گفتهاند در قضيهء حمليهايكه نقيض مركّب جزئى است بايستى موضوع فردفرد باشد و بگوئيم يكايك افراد جسم يا هميشه ممكن است لا حيوان و يا در وقتى حيوان باشند . و يا آنكه بايستى بعض را تكرار كنيم . زيرا آن بعضى كه موضوع لا حيوان است غير از آن بعضى است كه حيوان بر آن حمل شده است و آن فرديكه هميشه حيوان است غير از آن فردى است كه هيچگاه حيوان نيست . و ممكن نيست يك فرد از جسم در يك وقت حيوان و وقتى لا حيوان باشد و هميشه يا حيوان و يا لا حيوان است .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٥٣