حال اگر بخواهيم نقيض اين قضيه را طبق قاعدهء مركبات كلى تحصيل كنيم بايستى نقيض هريك از دو جزء را ابتداء بدست آورده و منفصله تشكيل بدهيم و نقيض هريك از اين قرار است :
نقيض جزء اول : هيچ جسمى ممكن است حيوان نباشد .
نقيض جزء دوم : همهء جسمها در يك وقتى حيوانند .
قضيهء مانعة الخلوى كه از دو جزء حاصل مىشود :
يا هيچ جسمى ممكن است حيوان نباشد . و يا همهء جسمها در يك وقتى حيوانند .
در اينجا اصل و نقيض هردو كاذبند . بنابراين نقيض يكديگر نيستند .
( 445 ) براى اينكه همهجا نقيض حقيقى قضيه كه با اصل در صدق و كذب جمع نميشوند بدست آيد گفتهاند : بايستى نقيض محمول هريك از دو قضيه را گرفته و با موضوع اصل ، يك قضيهء حمليهاى تشكيل بدهيم كه آن دو محمول بطور بدليّت بر آن حمل شده باشند و ميگوئيم :
بعضى جسمها يا ممكن است هميشه لا حيوان و يا بعضى در يك وقتى حيوان باشند .
اين قضيه كه نقيض اصل است صادق و نقيض حقيقى اصل مىباشد .
تفاوت اين عمل با صورت قبل در آنست كه در عين اينكه مفاد هردو يكى است زيرا هردو عدم اجتماع و انفصال دو محمول را ميرسانند .
ليكن اگر بخواهيم دو جزء را به صورت دو قضيهء مستقل درآورده و اجزاء منفصله قرار دهيم دو قضيهء جزئى بدل به دو كلى ميشوند زيرا - 22 -
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٥٢